زندانیای که در زندانِ خود توبه کرده است؛ آیا چون در آنجا توبه کرده، آن زندان از خانهی خودش بهتر است؟!
و اما ششمین اعتراض آنان این است که: «اندیشهی تقمص (تناسخ)، همتها را سست میکند و انسان را به سرنوشتِ کنونیاش قانع میسازد و او را به تغییر برنمیانگیزد، زیرا واجب است به آنچه پروردگار برای ما پسندیده ایمان داشته باشیم؛ و این برخلافِ ارادهی ملتها برای تغییر، چه در سطحِ شخصی و چه در سطحِ اجتماعی است».
پاسخ، و یاری از خداست: این برداشتی نادرست از فلسفهی تناسخ است؛ زیرا تقمص، جهادی مستمر میان نیروهای خردمندِ خیرخواه و نفسِ اماره به بدی است. این نبردها در میدانِ بدن رخ میدهد و همان چیزی است که «جهاد اکبر» نامیده میشود یعنی مبارزه با شهوتها و رغبتهای پست.بنابراین، تقمص دعوتی مستمر به جهاد و تلاشی خستگیناپذیر برای برپاییِ بنای جامعه بر پایهی اخلاق و اصولِ دین است. جهاد در جامعه، با رهاییِ نفس از خودخواهیاش آغاز میشود تا بتواند کارهایی در سطحِ جماعت و جامعه انجام دهد. از نظرِ معتقدان به تناسخ، کسی که از چنین جهادی بازماند، کیفر میبیند؛ این پاسخِ ما به این اعتراض است.




