مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

مفهوم تقمص نزد اهل تخصص - زهیر مرهج حسن بلال

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 90 من 109

چیست؟ آنان عاجز ماندند و دلیلِ عجز خود را عدم دسترسی به دانیال دانستند. پس آنان را بیرون کرد و دانیال -عَزَّ عَزُّهُ- را فراخواند و از او پرسید.دانیال گفت: درختی بزرگ و بسیار سرسبز دیدی که شاخه‌اش در آسمان بود؛ پرندگان آسمان بر آن بودند و در سایه‌اش جانوران و درندگانِ زمین قرار داشتند. در حالی که به آن می‌نگریستی و زیبایی‌اش تو را شگفت‌زده کرده بود، فرشته‌ای آمد که آهن‌پاره‌ای همچون تبر بر گردن داشت و بر فرشته‌ی دیگری که در یکی از درهای آسمان بود بانگ زد و به او گفت خداوند چگونه به تو امر کرده است که با این درخت چنین کنی؟ آیا امر کرده که آن را از ریشه برکنی، یا امر کرده که بخشی از آن را بگیری؟ فرشته‌ی برتر او را ندا داد: خداوند متعال می‌گوید: «از آن بگیر و باقی بگذار.» پس نگریستی که فرشته با تبرش بر سرِ تاج درخت زد؛ پس آن جدا شد و آنچه از پرندگان بر روی آن بود و آنچه از درندگان و جانوران در زیرش بود، پراکنده شدند و تنه درخت باقی ماند که نه هیبتی داشت و نه زیبایی. بخت‌نصر گفت: این رؤیایی است که دیدم، تأویل آن چیست؟دانیال -عَزَّ عَزُّهُ- گفت: تو آن درخت هستی؛ و پرندگانی که در تاجِ آن دیدی، فرزندان و خاندان تو هستند؛ و آنچه در سایه‌اش از درندگان و جانوران دیدی، خدمتکاران و رعیتِ تو هستند. تو خداوند را با پیروی از قومت در بت‌پرستی خشمگین کردی. بخت‌نصر پرسید: پروردگارت با من چه خواهد کرد؟ دانیال -عَزَّ عَزُّهُ- گفت: تو را به بدنت مبتلا می‌کند و به مدت هفت سال تو را مسخ می‌کند، و چون بگذرد، دوباره همان‌گونه که در آغاز بودی، انسان خواهی شد. پس بخت‌نصر هفت روز نشست و گریست؛ چون از

الصفحة 90 من 109