شایسته باشد، اوست که نسخ میشود و با جامه و پیراهن بشری تکرار میگردد تا پاک شود و به بهشت بازگردد، و کسی که اعمالش ناشایست باشد، مسخ میشود و به عذاب نزدیکتر (پایینتر) گرفتار میگردد.
و با سند از کرخی از ابیهاشم از مفضل نقل شده است که گفت: از امام صادق -عَزَّ عَزُّهُ- پرسیدم: سرورم! نسخ در صورت چیست؟ پس ایشان فرمود: «آن مانندِ چیزی است؛ مگر نمیبینی که تو نسخهای از کتاب میگیری، پس آن (نسخه) غیر از چیزی نیست که برداشتهای، و در عین حال خودِ آن کتابِ اصلی هم نیست، پس آن را به جای دیگری منتقل میکنی. و اما مسخ، صورتی متحرک است که از صورت انسانی دگرگون (وارونه) شده است.» سخن ایشان به پایان رسید.
پس اگر در آنچه امام صادق -عَزَّ عَزُّهُ- فرموده تأمل کنیم، آن را بیانی مییابیم که در نیمروز روشن همچون آفتاب واضح است؛ و این دلیلی است بر اینکه پیامبر و اهلبیتش به تناسخ و تقمص معتقد بودهاند، و اینکه برخی فرقهها آن را نگرفتند و برخی دیگر آن را پذیرفتند؛ چرا که امتِ پیامبر که در رأسِ آن مسئلهی امامت است تمامِ آنچه را که رسول -عَزَّ عَزُّهُ- فرموده، نگرفته است.
و در کتاب «بحارالانوار» با اسناد از وهب آمده است: سپس بختنصر رؤیایی هولناکتر از رؤیای نخست دید و آن را نیز فراموش کرد. پس دانشمندانِ قوم خود را فراخواند و گفت: رؤیایی دیدهام که میترسم هلاکتِ شما و من در آن باشد، تأویل آن




