نعمتهایی که بر اشخاصی سرازیر میشود که از آنان و دربارهی آنان جز این شناخته نشده که دشمنانِ خدا و انسانیت هستند؟ دربارهی حکمتِ کسانی که با نقص خلقتِ جسمانی، یا نقص صلاحیت عقلانی/ذهنی، یا فقدان کاملِ آن متولد میشوند، در حالی که آنان زندگی نکردهاند تا مرتکب بدی شوند و در نتیجه کیفر ببینند؟ دربارهی حکمتِ تفاوت استعدادها (موهبتها) در میان مردم، حتی میان دوقلوهایی که غذای خود را با هم از یک خون و یک رحم دریافت کردهاند و با هم در یک زمان چشم به این هستی گشودهاند، پس ماجرای آنها چیست که با یکدیگر تفاوتی جوهری (ذاتی) دارند؟ یکی از آن دو را شهوتهایش به بندگی کشیده است، پس هیچ خیر یا شری را جز از دریچهی آن شهوات نمیبیند؛ و دومی را درک و فهمش بالا برده و او را یکی از پیشوایان دین یا دنیا قرار داده است که سعادت را در پیمودنِ راههای خیر و فضیلت مییابد؟ چگونه میتوان پدیدهی شگفتانگیزِ سخن گفتن در میان برخی از کودکان را توجیه کرد که در سنین بسیار خردسالی، از امور و رویدادهایی سخن میگویند که فراتر از شرایط زمانی و مکانیِ آنهاست، و گاهی به زبانهای بیگانهای سخن میگویند که خانوادههایشان آنها را نمیدانند و زبانِ کشورهایشان نیست؟
کسانی که به تقمص ایمان دارند میگویند: هرگونه توجیهات و پاسخهایی که وجود داشته باشد، همگیِ آنها بر پایه فرض (گمان) استوار است؛ اما حجتِ (دلیلِ) تناسخیان بر پایهی عدالت الهی استوار است. پس وضعیتِ نوزاد نابینا، یا ناشنوا، یا لال، یا فاقد اهلیت (صلاحیت) را نمیتوان از دریچهی عدالت و حکمت خداوند




