مبحث چهاردهم
« تقمص در نزد اسلام (3) »
خداوند متعال فرموده است: ﴿گفتند: پروردگارا، دو بار ما را میراندی و دو بار ما را زنده کردی، پس به گناهان خود اعتراف کردیم؛ آیا راهی برای خروج وجود دارد؟﴾1
تحلیل و تأویل تناسخیان از این آیه در موارد زیر خلاصه میشود:
بخش پایانی در این آیه ﴿آیا راهی برای خروج وجود دارد؟﴾ دلالت بر این دارد که میراندن و زنده کردنی که دو بار تکرار شدهاند، پایانِ کار نیست که پس از بازگرداندن ﴿سپس به سوی او بازگردانده میشوید﴾ انجام میپذیرد؛ و این بدان سبب است که این پرسش با صیغهی طلبِ رحم مطرح شده تا خداوند آنان را از این چرخه خارج سازد؛ چرخهای که در آن، همراهیِ مرگ با زنده کردن به عنوان یک نتیجهی گریزناپذیر تکرار شده، سپس مرگ و زنده کردنِ پس از مرگ، بدون حد و مرزِ مشخصی ادامه مییابد.
همانا دوگانگی در مرگ به میزان دو بار و در زنده کردن، دلالت بر این دارد که مقصود، نوع است و نه تعداد پیراهنها (کالبدها).




