مبدأیی هستند که همهچیز از ازل تا ابد از او آغاز میشود و به او پایان مییابد. و در مکتب هرمس (هرمسیه) فلسفهای جامع دربارهی آنچه در زندگی و پس از آن است وجود دارد که ما در اینجا تنها به همان اندازهای که نظریهی تقمص به آن نیاز داشت بسنده کردیم.
سؤالی از دوشیزه دیما الصدر:توجه مرا جلب کرد که هرمس در نزد مسلمانان همان ادریسِ پیامبر -عَزَّ عَزُّهُ- است و این بدان معناست که هر امت کهنی، هرمسِ خاص خود را داشته است، اینطور نیست؟ و آیا در دین اسلام و بهطور مشخص در قرآن کریم، اشارهی مستقیمی به این فلسفه وجود دارد؟
پاسخ:بله، هر امتی هرمسِ خود را دارد و هرمسِ اعراب، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب -عَزَّ عَزُّهُ- است؛ همو که فرمود: «من ارسطالیسِ ارسطوی هر ارسطالیسی و هرمسِ هر هرمسی هستم.» بله، اثری از آن در دین و قرآن وجود دارد و انشاءالله در جایگاه مناسبِ خود به آن خواهیم رسید.




