در یک قانون حرکتی، دوار، جاودانه و چرخهی تکوینی، از حالتی به حالت دیگر (هلال، بدر و ماه) درمیآید.
به همین ترتیب، این قانون بر انسانها نیز جریان مییابد و آنان در یک حرکت پیوسته (سامسارا) از زندگی به مرگ و سپس دوباره به زندگی منتقل میشوند. همانگونه که از آیه ﴿که شما پیوسته از حالی به حال دیگر درمیآیید﴾1 میتوان دریافت شما قطعاً از حالی به حال دیگر که همان مرگ و زندگی است منتقل خواهید شد. بنابراین، در حالی که در تمامی نژادها و تبارهای بشری و شرایط اجتماعیِ این خانوادهی واحد انسانی تجسد مییابید، عبور خواهید کرد و تجربهی حضور در هر دو جنس مذکر و مونث را از سر خواهید گذراند.
تفسیر سنتی نزد اهل سنت نیز از این معنا چندان دور نیست، هرچند که به صراحت به مفهوم بازگشت به تجسد اشارهای نمیکند. در معنایی گستردهتر، همهچیز در یک حرکت دورهای، چرخشی و ابدی تغییر کرده و از حالی به حال دیگر دگرگون میشود و اَشکال پیدرپی به خود میگیرد که توالی آنها در طی یک دورهی مشخص مفهوم «تکوین» (آفرینش و پیدایش) را شکل میدهد.
بسیاری از اندیشمندان و فیلسوفان در طول تاریخ به ایمان خود به تقمص تصریح کردهاند؛ از جمله: فیثاغورس، افلاطون، ارسطو، اوریگنس (اوریجن) جبران خلیل




