مبحث نوزدهم
« تعریف موجز از برخی شخصیتها و فرقههای تناسخیِ اسلامی
و برخی علمای مسیحی »
نخستین کسی که با او آغاز میکنیم، فیلسوف بزرگ، کِندی است که میگوید: «نفسِ انسان، جوهری ساده و فناناپذیر است که از عالمِ عقل به عالمِ حس فرود آمده، اما با خاطراتِ زندگیِ پیشینِ خویش مجهز است».
و اینگونه است سهروردی که میگوید: «تناسخ بر انواعی است؛ از انسان به حیوان، یا از انسان به نبات.» و شاهدِ آن، سخنِ خدای متعال است: ﴿ما انسان را در بهترین صورت آفریدیم سپس او را به پایینترین مراحل بازگرداندیم﴾1 و گاهی تناسخ ممکن است عکس باشد، یعنی از حیوان به انسان، یا ممکن است در دایرهی یک نوعِ واحد باشد؛ از بدنِ انسانی به بدنِ انسانِ دیگر، یا از بدنِ اسبی به بدنِ اسبِ دیگر؛ و به نظر میرسد این نوعِ تناسخ، پیوندِ مستحکمتری نسبت به دیگر انواع دارد، و شاهدِ آن سخنِ خدای متعال است: ﴿هر زمان که پوستهایشان در آتش پخته شود، پوستهای دیگری جایگزین آنها میکنیم تا عذاب را بچشند﴾2.




