علم و ایمانش، تمامِ زکات برای او جایز است، و در میان آنان کسی هست که نصفِ زکات برای او جایز است، و در میان آنان کسی هست که ربعِ زکات و یک قیراط برای او جایز است، و در میان آنان کسی هست که زکات برای او جایز نیست».
پس زکات بر سه گونه است: اوّل: کسی که تمامِ زکات برای او جایز است، واجب است که عالمی عاقل، کامل باشد؛ برادرانِ خود را با علم و موعظهها و اخبارِ نیکو زنده گرداند؛ از آنچه خدا از آن نهی کرده، نهی کند و به آنچه خدا فرمان داده، فرمان دهد؛ باطن و ظاهرِ او یکسان باشد؛ برای برادرانِ خود غیبت نکند؛ برای آنان همان را بخواهد که برای خود میخواهد؛ دارای یقینِ صاف و دینِ درست باشد؛ این صفت اوست. دوم:کسی که نصفِ زکات برای او واجب است؛ او کسی است که کتابهای باطنی را میخواند؛ ولی باطنِ آنها را نمیداند و به آنها عمل نمیکند؛ پس او کسی است که نصف زکات برای او واجب است. سوم: کسی است که نه در باطن و نه در ظاهر معرفتی ندارد و نمیداند چه چیزی بر عهده اوست و چه چیزی از آنِ اوست، و همواره به علمِ توحید نیازمند است؛ پس برای چنین شخصی، اگر از دنیا فقیر باشد، یک قیراط جایز است.




