پنجمی: معرفتِ اهلِ هفت مرتبه، یعنی پنج هزار تن، که برای ظهورِ معنا ظاهر میشوند و برای غیبتِ او غایب میگردند.
ششمی: پذیرفتنِ علم و تصدیق آن، و آنچه رسولان آوردهاند، و آنچه ولیّ به آن امر کرده است.
هفتمی: حلال دانستن آنچه آنان حلال کردهاند و حرام دانستن آنچه حرام کردهاند و بازایستادن از آنچه از آن نهی کردهاند.
هشتمی: بزرگ داشتن آنچه اهلِ ایمان از باطنهای معرفت و اصلِ توحید بزرگ داشتهاند.
نهمی: دوری گزیدن از ابلیس و پیروانِ او و از تماس و آمیزش با اضداد
دهمی: و آن بر هر مؤمنِ عارف واجب است که برادرِ مؤمنِ خود را در همه آنچه دست او از امور دین و دنیا مالک است، با خود برابر سازد؛ زیرا مولا جز به رضایت بنده مؤمن خود، راضی نمیشود و جز به خشمِ او، خشمگین نمیگردد؛ پس هرگاه مؤمن، این خصلتها را بشناسد و به آنها قیام کند، از مؤمنانِ رستگار خواهد بود و بدونِ حساب، واردِ بهشت خواهد شد.




