سوالِ چهل و هشتم: دربارهٔ انتقالِ روحِ مؤمن و آنچه سرانجام به آن میرسد؟
پاسخ: از «کتاب المعارف»، روایتِ ابیسعید قدّسه الله از مفضّل بن عمر -مِنْهُ السَّلَامُ- ، از مولای ما، صادق -عَزَّ عَزُّهُ- که فرمود: «ای مفضّل، بدان که خداوند سبحانه و تعالی برای مؤمن در هر آسمانی، بهشتی و چشمهای آفرید؛ سپس مؤمن را به وسیلهٔ زایشها بیرون آورد؛ پس تولّدِ مؤمن به اندازهٔ ایمانِ او و مرگِ او به اندازهٔ معرفت و ایمان اوست؛ پس هنگامی که فرشتگان نزدِ او میآیند، روحش را حمل میکنند، تا آن را به آسمان بالا برند؛ سپس آن را در چشمهای فرو میبرند که بر درِ بهشت است و به آن «چشمهٔ حیات» گفته میشود؛ پس همهٔ آنچه از نعمتِ دنیا و اندوهها و غمهایش بوده را فراموش میکند؛ سپس بدنی از نور میپوشد و با فرشتگان در بهشت اقامت میکند؛ و اما بدن، در شکمِ مادرش پرورش مییابد؛ زیرا هنگامی که روحِ مؤمن از بدنش خارج میشود، نطفه در همان وقت، در رحم قرار میگیرد و «نطفه به علقه» تبدیل میشود؛ پس هنگامی که علقه شد، برای آن روحی از ارواحِ مستضعفان در کفر گرفته میشود؛ پس بدن پیوسته با این دو روح، پرورش مییابد و حرکت میکند و به وسیلهٔ آن دو، سرگین و خون و مدفوع و خونِ حیض را میخورد و میآشامد؛ پس هنگامی که زن در حمل خود کامل شد، فرشتگان نزدِ روحِ مؤمنی که در بهشت است، گرد میآیند و از او پیمان میگیرند پس هنگامی که پیمان و عهد را از او گرفتند، زن دچار دردِ زایمان میشود،




