راستِ وادی، در آن سرزمینِ مبارک، از درخت ندا داده شد که: ای موسی، منم خدا، پروردگارِ جهانیان»1. و تجلی بر چیزی؛ مانندِ فرمایشِ او: «خدای رحمان که بر عرش استوار است»2. و «تجلی همچون چیزی»؛ همه ظهوراتِ مثلی را در بر میگیرد، و آن ظهور باری به صورتِ اسمِ خویش است؛ پس این تجلی همچون چیزی است.
و تجلی به تعدادِ شش جهان بود، و آنها عبارت بودند از: جهانِ خاکی: «هابیل». جهانِ آبی: «شیث». جهانِ هوایی: «یوسف». جهانِ آتشی: «یوشع» جهانِ جوهری: «آصف». و جهانٓ آتشی: «شمعون». و جهانِ هفتم: «امیر النحل علیِ انزعِ بطین».
اینگونه از راویانِ موردِ اعتماد و راستگویان شنیدیم، و در کتابهای مردانِ موحد آمده است، و صاحب «جدول نورانی کبیر» اکوانِ (جهانهای) ششگانه را بیان کرده و آنها را بر غیر این معنا تفسیر نموده است. از جمله سخنِ او این است که: جهانِ نورانی سلمان است. جهانِ جوهری، مقداد است. جهانِ هوایی، ابوذر است. جهانِ آبی، عبدالله بن رواحه است. جهانِ آتشی، عثمان بن مظعون است. جهانِ خاکی، قنبر بن کادان است.




