و نیز در کتابِ «البحث والدلالة» آمده است: هر کس بگوید صورت و مثالِ یک چیز هستند، راست گفته است، و هر کس بگوید صورت در رؤیت غیر از مثال است، ولی در حقیقت، غیر از آن نیست، نیز درست گفته است؛ زیرا مثالِ پنهانشده همان کسی است که معنى، همانندیِ صورتِ خود را بر او افکند و او را پنهان کرد و خود به صورتِ او ظاهر شد. بیان آن چنین است که: مولانا جعفر صادق -عَزَّ عَزُّهُ- معنى بود و مولانا موسی کاظم -عَزَّ عَزُّهُ- اسم؛ پس هنگامی که معنى (یعنی جعفر) غیبت را اراده کرد، منزّه است آن که غایب نمیشود، همانندیِ صورتِ خویش را بر اسم خود، موسی، افکند و او را زیر درخششِ نورِ خود پنهان ساخت و به صورتِ او ظاهر شد. و اهلِ مزاج و کدورت گمان میکردند آن کسی که غایب شد «جعفر» بوده است، در حالی که به پندارِ آنان چنین نبود؛ بلکه در حقیقتِ موسی بود؛ اما شباهتِ مولانا جعفر -عَزَّ عَزُّهُ- بر او قرار داده شده بود، و همینگونه در سایرِ ظهورات معنى نیز جریان داشته است؛ یعنی به صورتِ اسمِ خود، ظاهر میشده است.




