سوالِ چهاردهم: دربارهٔ «معنی» و اینکه چیست؟ و چه صفتی دارد؟ و آیا صورت است یا غیر صورت؟
پاسخ: او بود و هیچ آفرینشی همراه او نبود؛ قدیمی، ازلی، یگانه و پدیدآورنده همه اشیاست؛ در حالی که هیچ چیز با او نبود. حقیقتی یگانه و استوار است که در قالبِ حروف نمیگنجد و با هیچ وصفی توصیف نمیشود. او صورت است و در عینِ حال صورت نیست. اگر کسی بپرسد: چگونه هم صورت است و هم صورت نیست؟ در پاسخ گفته میشود: او هنگامی که برای آفریدگانش آشکار میشود و همانندِ آنان ظاهر میگردد، «صورت» است؛ اما در باطنِ خویش «صورت» نیست؛ زیرا در ازلیت خود، هیچکس جز خودِ او، حقیقت او را نمیشناسد و هیچ حد، شکل و تصویری بر او جاری نمیشود؛ مگر در مرتبهٔ ظهور، غیبت و حضور.
فصلی از «کتاب الصراط»: مولای صادق -عَزَّ عَزُّهُ- به مفضل بن عمر -عَلَيْهِ السَّلَامُ- فرمود: «ای مفضل، ظهورِ ازل در میانِ آفریدگانش، شگفتآور است و این حقیقت را، جز دانایی آگاه نمیشناسد». و فرمود: «به ذات، نور گفته نمیشود؛ زیرا ذات، روشنکننده هر نوری است». و نیز فرمود: «هنگامی که مولا خواست، خود را به هر کس از آفریدگانش که اراده کرده بود بشناساند، از نورِ ذاتِ خویش، نوری




