امام -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: «اگر او میخواست امرش را آشکار کند، هیچکس نسبت به آن نادان نمیماند و اگر میخواست آن را بپوشاند، هیچکس او را نمیشناخت؛ اما او در عینِ پوشیدگی، آشکار گشت و در عینِ ظهور، پوشیده ماند. پس برای ظهورش نشانهای قرار داد و برای بطونش نشانهای؛ "قدرت" نشانهی ظهور اوست و "عجز" در ادراکِ خلق نشانهی پوشیدگی او. از این رو، کافر قدرت را جادو میپندارد، در حالی که ناتوانیِ بشری در صورت را نقص میشمارد.»
و سخن امام که فرمود: «کمالِ قدرت در "فعل" است، کمالِ دانش در "معلوم" و کمالِ هستی در "تکوین" (آفرینش)؛ پس ای مفضل، دیدگانِ دلت را بگشا»؛
- منظور از «قوه» در اینجا همان «فعل» است؛ یعنی «مشیت» که فاعل است و اثر میبخشد بدون آنکه خود اثر پذیرد (فاعلة غیر منفعلة)؛ تا حقیقتِ یگانه (رتق) را در قالب صورت و مفعول آشکار سازد و «مثل»، «اسم» و «صفت» را در ظاهرِ فعل (که همان مقامِ "میم" است) برقرار نماید.
- منظور از «علم و معلوم»: علم همان مقامِ سکون و بطون است، و معلوم همان انوارِ تابانِ اوست که برای عالمِ امر و خلق آشکار گشته است.
- منظور از «کمالِ کون، تکوین است»: «کون» همان «اسم» (تجلی) است و «تکوین» همان افعالِ خالقانهی اوست که خود، آفریده نیستند.




