روایت رسول خدا -عَزَّ عَزُّهُ- در مسجد است؛ آنگاه که اولی، دومی و سومی از معنای آیهی «و هر چیزی را در امامِ مبین برشمردهایم»1 پرسیدند. اولی پرسید: ای رسول خدا، آیا مقصود قرآن است؟ فرمود: «نه». دومی پرسید: آیا انجیل است؟ فرمود: «نه». سومی پرسید: آیا تورات است؟ فرمود: «نه». گفتند: پس او کیست؟ پیامبر فرمود: «این است» و به امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- اشاره کرد؛ و گویی با این پاسخ سنگی در دهان هر یک از آنان گذاشته شد (لعنهم الله).
و سخن امام که فرمود: «حکمت بر آن شد تا آنچه در آن است برای مشاهده (عیان) آشکار گردد»؛ مقصود از «حکمت» همان «اسم اعظم» است که به عرصهی شهود آمد و مشهود گشت.
و سخن امام -عَزَّ عَزُّهُ- که فرمود: «و اگر از دانش نهان او، چیزی به عرصهی مشاهده و وجود گام نمینهاد، پادشاهی او ناقص میبود و حکمت ناتمام میماند»؛ این بیانی است روشن؛ یعنی اگر ظهوری در کار نبود (به معنای تجلی و حرکت از مقامِ سکونِ غیبی و دانشی که رمزِ باطن و صفتِ "معنای قدیم" است)، پادشاهی حق در تجلیات ناتمام جلوه میکرد؛ زیرا فعلِ آفریدگار، استوار و محکم است و دگرگونی و تبدیل در آن راه ندارد.




