مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

افکار توحیدیه در شرح حدیث صورت انزعیه - حبیب عبدالله غانم

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 86 من 112

هر آنچه با حس درک شود و زیر نگاهِ چشم قرار گیرد، دارای نهایتی است. از این رو امام -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: «ظاهر من امامت و وصایت است و باطنم غیبی است که درک نمی‌شود.» ما از واژه‌ی «صورت» می‌فهمیم که این حقیقت با مشاهده و حس نیز در پیوند است. اما زمانی که دانشمندِ عارف، آن را از صورتِ مادی و مواد دنیوی تجرد می‌بخشد، آن را به عنوان یک «معقول مجرد» درک می‌کند که بر کلِ هستی استوار است و وجودش بر تمام موجودات پیشی دارد؛ حقیقتی که نقص و فساد به آن راه نمی‌یابد، بذاته کامل است و «کُل» به او اشاره دارد؛ چرا که کمالِ مطلق نه به افزایشی نیاز دارد و نه کاهشی از او متصور است. پس اگر این حقیقت با عقل و حس معلوم و مدرک باشد (باطنش حقیقت و ظاهرش معرفت)، بهترین گواه بر این است که «صورت مرئی» راهنمای کلِ وجود است. این صورت، همان «غایت کلی» یعنی «بابِ پیوسته» و «شبح ناطق» است؛ چرا که وجود همان حجابی است که کمالِ وجودی از آن پدیدار گشته است، و همچنین «یتیم اکبر» که زمینِ «باب» به شمار می‌رود. هنگامی که وجود از مادیات تجرید شود، به عنوان یک واحدِ معقول درک می‌گردد و مرتبه‌ی «باب» شناخته می‌شود که به «حجاب اعلی» (که در حقیقت و نه به مجاز، حجابِ خداوند است) متصل است. پس وقتی می‌گویی: «ای ازلی که همواره بوده‌ای»، اشاره‌ی تو بر ظاهرِ «میم» (محمد ص) واقع می‌شود و ظاهرِ «میم» همان «باب» است؛ زیرا مجردات، معقولات و نفوس، همگی حقایقی ازلی و پایدارند که دگرگونی، فساد و نابودی در آن‌ها راه ندارد.

الصفحة 86 من 112