پس «اسم» بر ظاهرِ صورتی واقع میشود که همان «نور» است؛ و در اینجا به جایگاههای «تشبیه» (مانند شدن به خلق در مقام ظهور) اشاره میکند. چنانکه سید بن مَکزون سروده است:
«او غیر از آن چیزی است که تو دیدهای و از هر سخنی که دربارهاش گفته شود، فراتر و والاتر است.»
و سخن امام که فرمود: «پس هرگاه پنهان شود، در ذات و غیب خویش است که هیچکس جز او شبیه او نیست؛ پس والا و بزرگ است خدای بلندمرتبه.»
- بطون (پنهانی): در اینجا به معنای عدمِ درک و فهمِ خلق است.
- غیبت: همان شدتِ ظهور و افراط در تجلی است که جز خودِ او کسی شبیه آن نیست. این «هُو» (او) همانگونه است که حسن بن حمزه شیرازی (قدس الله سره) بدان اشاره کرده: «هُو» از ضمیرهای غایب است اما در حقیقت «شناختهشدهترین شناختها» است که جز بر موجودی حاضر، معروف و ظاهری که میبیند و میشنود اطلاق نمیشود؛ و گواه آن سخن خداوند به موسی و هارون است که فرمود: «همانا من با شما هستم، میشنوم و میبینم.»1




