میفرماید: «و گمان کردند که دژهایشان آنان را در برابر خدا باز میدارد، پس خداوند از آنجایی که گمان نمیبردند به سراغشان آمد.»1 ای مفضل! در آن هنگام کسی جز مولایت «عین» به سراغ آنان نیامد. پس هر کس «جایگاههای صفت» را شناخت، به قرارگاه معرفت رسیده است و قرارگاه معرفت، همان «حقیقتِ معنا» (جلت قدرته) است.
من شارح میگویم: اکنون حق برای اهلش و برای کسانی که از نور حکمت روشنی جستهاند، آشکار و پدیدار گشت. این سخن خطاب به هر کسی است که انکار کرد و با اندیشهی «حسین بن حمدان خصیبی» که ما را به راه رشد هدایت کرد به مخالفت برخاست؛ چرا که هر کس آن «صورت» را در هر دو حالت (بشری و روحانی) انکار کند، این خطاب شامل اوست. اما گروههایی که از مذهبِ سرورمان «ابوعبدالله» منحرف گشتند، همانهایی هستند که خدا در حقشان فرمود: «گمان کردند دژهایشان آنان را باز میدارد»2. دژها در اینجا همان پیشوایان ستم و طغیان هستند. گمانِ آنها این بود که میتوانند مانعِ رسیدنِ حکمت شوند و به صاحبانِ حکمت کفر ورزیدند؛ پس مولای ما با دژهایی استوارتر و قدرتی برتر برای بندگان مؤمن و اقرارکنندهاش به سراغشان آمد. آنان به گمان خویش میپنداشتند که خداوند برتر از ایشان خلق نکرده




