سپس به کلام رسولخدا -عَزَّ عَزُّهُ- بازمیگردیم که در روایت جابر آمد: «بیشتر آنان همسخن بودند که او پیوسته بر لبهی خندق ایستاده بود»؛ پس «لبهی خندق» همان «برزخی» است که بدان اشاره کردیم. اما تلاوت آن آیهی محکمه که میفرماید: «پس آنگاه که در صور دمیده شود، دیگر میانشان پیوندی نخواهد بود»1؛ مقصود از «انساب» (پیوندها)، همان عناصر و اسبابِ پیوستگی است؛ بدین معنا که عنصر ایمان از سنخِ ایمان است و عنصر شرّ از سنخِ «ضدّ» ملعون و در آن روز هر نَسَبی جز پیوندِ توحیدی گسسته میشود.
و امام -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: «ای مفضل! اینها اشارههای عارفان، مناجاتهای جویندگان و نشانههایی بر پروردگار جهانیان است.» عرض کردم: ای مولای من، آیا بیانِ بیّنات و روشنگری را آغاز کنم؟ فرمود: «ای مفضل، کَشف تمامِ اسرار ممکن نیست.» عرض کردم: ای مولای من، همانا اشارهی تو برای عارفان آشکار شده، اما درکِ نهایت و ژرفای تو بر آنان پوشیده مانده است.
فرمود: «ای مفضل، آن "عالیِ یکتا" (العلیّ الأحد)، هرگاه برای خلقش آشکار گردد، با سه حجاب پدیدار شود؛ با نورِ خویش "ذات" خود را میپوشاند، با ضیاءِ خویش "نور" خود را محجب میکند و با سایهی (ظِلّ) خویش "ضیاء" خود را




