خندق نسبت به عارفان، همان «برزخِ» جداکننده میان هر عقبه و گردنهای است که عارف در مراحل تکامل و ارتقای نفسِ خویش (در مورد مؤمن، از عقبهی اول تا هفتم) طی میکند:
۱. نفس اماره: که جایگاه دعوتِ «ضدّی» در عالم بشری است.
۲. نفس لوامه: اینجا جایگاه اشارهی «خندق» است که پیرامونِ شهرِ نورانیِ قلب حفر شده است؛ چرا که در این مرتبه، هنوز بقایایی از نفس اماره باقی مانده و نفس گاهی طغیان میکند و گاهی خود را ملامت مینماید. این مرتبه آمیخته است، زیرا به فرمودهی قرآن: «در آن شهر نُه گروه بودند که در زمین فساد میکردند»1؛ پس هنوز آثاری از آنها مانند حبِّ کبریا، جاهطلبی و شهرتخواهی باقی است. این نگاهی است که صوفیانِ یکتاپرست در این مشربِ «شعیبی» (منسوب به شیخ محمد بن شعیب) دارند، فارغ از مفاهیم ظاهری حدیث.
۳ تا ۷ عقبههای بعدی به ترتیب عبارتند از: ملهمه، مطمئنه، راضیه، مرضیه و کامله.
این مراتب را یکی از افراد مورد اعتماد، از عالمان اهل تصوف، یعنی «شیخ علی حمدان القاضی» (قدس الله سره) در رسالهی خویش ذکر نموده است.




