از من دور میکند؟ کجاست وفا کنندهی وعدهی من؟ کجاست ادا کنندهی وام من؟ کجاست علی بن ابیطالب؟ پس من جابر دانستم که او در حقیقت پروردگار خویش را میخواند و از کسی یاری میجوید که در سختیها پاسخش را میدهد؛ تا بدینوسیله دلالت و حجتِ خویش (مقام علی) را نزد خلق ثابت کند و نیازمندی خود به پروردگارش را به مردم نشان دهد. پس علی پاسخ داد: ای مولای من، لبیک لبیک ای رسولخدا! فریادرس به سوی تو آمد. سپس شمشیرش ذوالفقار را برکشید و به سوی عمرو و یارانش تاخت. من نتوانستم خودداری کنم و به دنبال او روانه شدم؛ حذیفه بن یمان مخزومی نیز با من بود تا ببینیم از او چه عملی سر میزند.»
من شارح میگویم: این حدیثی که امام صادق -عَزَّ عَزُّهُ- روایت فرمود، برای جویندهی مشتاق، عینِ حقیقت است؛ آغازش گنجی گرانبها و پایانش مشکِ ناب است برای کسی که طعم حکمت و معرفت را چشیده باشد. و اما آنچه امام با «تلویح» (اشاره غیرمستقیم) به آن اشاره فرمود و پیشتر از آن گذشت، چنین است: «اضداد» در اینجا نمادی از نیروهای «نفس اماره» و عناصر و توانمندیهای آن هستند. آنان مردانیاند که از مسیر معرفت بازماندهاند، چرا که ابلیس (لعنه الله) را لشکریان و دستیارانی است. و آن «خندق» که به نظر رسید از آن عبور کردهاند، در حقیقت حجتی علیه خودِ آنهاست.




