حالی که از خداوند جز آنچه در توهّمِ قلبهایشان میگذرد، چیزی نمیدانند و تبیینِ روشنی ندارند، مگر یکتاپرستانِ عارف.
و اما «تصریح»، همان مشاهدهی دایمیِ حقیقتِ «حقالیقین» است؛ مانند تصریح و بیانِ آشکارِ رسولخدا -جَلَّ جَلَالُهُ- در بیعت غدیر نسبت به مولای خویش (مقامِ «عین»).
و سخن امام -عَزَّ عَزُّهُ- که فرمود: «از جمله روایات جابر این است که او روزی در میان گروهی از مهاجران و انصار نشسته بود که به او گفتند: ای جابر، اگر مصلحت بدانی برای ما از آنچه از قدرت مولایت در روز نبرد احزاب (خندق) مشاهده کردی، سخن بگو. جابر گفت: با کمال میل و احترام؛ بدانید که من عمرو بن عبدود عامری، عکرمه بن ابیجهل، غالب بن مالک و چهارده مرد دیگر را دیدم که اگر همهی اهل زمین به مبارزه با آنان برمیخاستند، تاب ایستادگی در برابرشان را نداشتند. آنان با وجود پهنای بسیارِ خندق، از آن عبور کردند تا به لشکریان رسولخدا -عَزَّ عَزُّهُ- رسیدند. در آن هنگام مسلمانان از هیبت آنان هراسان گشتند و گمانهای گوناگونی در دل بردند. عمر بن خطاب و سعد بن ابیوقاص در گوشهای از لشکر بودند و تیراندازی میکردند، اما دیری نپایید که شکستخورده به عقب گریختند و مسلمانان از ترس به یکدیگر پناه بردند؛ تا اینکه رسولخدا فریاد برآورد: کجاست آن که سختی مرا میزداید و اندوه را




