این غایتِ پاکیِ آزادگان و نیکوکارانی است که هیچ سدّ بزرگ و کوه محیطی آنان را از شناختِ آفریدگارشان باز نمیدارد؛ آنان در بوستانهای بهشت در میان ولدان و حوراناند و همان مقربان در جنات نعیم میباشند.
آنجا که امام -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: «ای مفضل! حاضری یا غایب؟» و مفضل پاسخ داد: «ای مولای من، حاضرم»؛ مقصود این است که: آیا آنچه شنیدی را به عقل دریافتی؟ چرا که بهرهی تو تنها همان است که درک کردهای؛ چنانکه گفتهاند: «نمازگزار را از نمازش ثوابی نیست مگر به اندازهی آنچه از آن درک کرده است»، یعنی بر حسبِ معرفتش به آنچه بر زبان رانده و بدان اشاره کرده و پرستیده است.
پس پاسخِ «سید باب» (مفضل در مقام دریافت) که گفت «آری حاضرم»، یعنی: به آنچه از معرفتت بر من منت نهادی، آگاه گشتم و آن را با عقلِ خویش دریافتم.
و سخن امام -عَزَّ عَزُّهُ- که فرمود: «بدان که نامها و صفتها...»؛ این تصریحی است بر شناختِ «معنای قدیم» که او مجرد و منزه از نامها و صفتهاست. حتی «نامهای نیکو» نیز در حقیقت بر «سید میم» -عَزَّ عَزُّهُ- واقع میشوند نه بر ذاتِ فراتر از وصف.
و اینکه فرمود: «و در کالبدها و ساختارهای پدیدآمده (هیاکل محدثات) دیده نمیشود، تا صفتِ محدودی بر او واقع نگردد...»؛ مقصود از «هیاکل»، همان




