و کلام امام -عَزَّ عَزُّهُ- که فرمود: «هر کس جایگاههای صفت را بشناسد، به قرارگاهِ معرفت رسیده است. آیا نشنیدی که "اسم" چگونه آشکارا و بدون پرده به مولای خویش اشاره میکند؟ آنجا که میگوید: کجاست آن که اندوه را از من میزداید؟ کجاست گشایندهی سختیهای من؟ کجاست ادا کنندهی وامِ من؟ کجاست وفا کنندهی وعدهی من؟ سپس از نامِ ظاهرِ خویش در میان خلق پرده برمیدارد و میگوید: "علی کجاست؟"» پس این سخنِ اسم، اشارهای از جانب او به مولایش بود؛ و همچنین این سخن او که فرمود: «من شهر علم هستم و علی دروازهی آن است»، اشارهای به «بابِ» او بود؛ پس هر که قصد شهر علم را دارد، باید به سوی دروازه، یعنی «سلمانِ پارسی» برود. این تفاوت نامها به دلیل تفاوت در «نسب» است؛ و منظور من در اینجا «نسبِ باطنی» است، چرا که او نورِ اوست و نورِ او والاترینِ انوار است؛ و به همین سبب فرمود: «من شهر علم هستم و علی دروازهی آن است».
من شارح میگویم: «اسم» در اینجا سرورمان محمد -عَزَّ عَزُّهُ- است که آشکارا به نیازمندی خود به مولایش اقرار میکند تا به خلق بیاموزد که چگونه به درگاه مولای قدیم خویش توسل جویند و در هنگام سختیها او را بخوانند، تا خداوند آنان را از شرّ «اضداد» ملعون حفظ نماید و در آن هنگام است که خداوند با قدرت و عزت خویش آنان را یاری میدهد.




