و کلام امام -عَزَّ عَزُّهُ- که فرمود: «چرا که او همان "واحد" است که "احد" او را آشکار ساخت. همانا او نوری است که در میان اعداد (کثرات) وارد میشود؛ و "واحد" ریشه و ترازویِ همهی اعداد است. آغازِ اعداد از اوست و بازگشتِ تمامِ آنها نیز به سوی او؛ و اوست که پدیدآورندهی آنهاست.»
من شارح میگویم: این سخن که «او همان واحدی است که احد آشکارش ساخت»، دو معنا دارد: معنای نخست، «سیدِ اسم» است و معنای دیگر، حقیقتِ «میم» است. و اینکه فرمود: «نوری است که در میان اعداد وارد میشود»، مقصود ظهور و تجلیِ اسم در میان اعداد، یعنی همان افعال و جایگاههای نامها و صفات است. «واحد، اصلِ اعداد است»؛ یعنی «میم»، ریشه و اصلِ تمام عوالم است و همگی آنها در اصل و فرع (یعنی در مقام قِدَم و حدوث) از او هستند؛ بازگشتشان به سوی اوست و او پدیدآورنده و آفریدگار آنهاست.
و سخن مفضل که گفت: ای سرورم! پس معنای این کلام «سید میم» -عَزَّ عَزُّهُ- که فرمود: «من شهر علم هستم و علی دروازهی آن است» چیست؟ امام فرمود: «ای مفضل! مقصود او "سلسل" (سلمان) است؛ همان که نورِ او از وی تداوم یافت ؛ زیرا او والاترینِ مراتب و "باب" برای آنهاست. پس از طریق اوست که به شهر علم وارد میشوند؛ و دانشِ هدایتِ پیامبر به دستِ باب به سوی خلق خارج میشود. اوست که




