و نیز به دلیل سخن امام -عَزَّ عَزُّهُ- در نهجالبلاغه که فرمود: «بر باریتعالی نه حرکتی جاری میشود و نه سکونی.»
بنابراین، نامها بر «صورت» واقع میشوند، اما او خودْ صورت نیست. برای مثال: «حرف» دارای صورتی است اما معنای آن چیزی غیر از صورتِ آن است؛ «عدل» صورتی دارد اما صورتش غیر از معنای آن است؛ «قدرت» صورتی دارد و معنایش غیر از آن است؛ «باریتعالی» نیز مقامِ صورتی دارد، اما او خودْ غیر از صورتش در مقام ذات است. پس بر مخلوق واجب است که «جایگاههای صفت» را بشناسد تا به استواری و قرارگاهِ معرفت دست یابد.
چنانکه امام صادق -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: «هر کس جایگاههای صفت را بشناسد، به قرارگاهِ معرفت رسیده است.» چرا که تمام دانشها در مقامِ «قوه» ، ذات هستند؛ اما هنگامی که به مقام «فعل» درمیآیند، در ذهن صورتی مییابند و در خیال طرحی و در ماده وجودی. همهی اینها در مرتبهی خلق است؛ پس چگونه خواهد بود آن کسی که خودْ اینها را از قوه به فعل درآورده است؟
و سخن امام -عَزَّ عَزُّهُ- که فرمود: «معنا فراتر از اسمِ خویش است»؛ تأکیدی است بر حقایقِ معارف. «معنا» نه صورت است و نه مِثل؛ زیرا هر چیزی که صورتی بر او واقع شود (جز باریتعالی)، تحت سیطرهی مکان ، زمان، کیفیت، ماهیت، کجایی و




