چنانکه جابر بن یزید جعفی نیز از امام باقر -عَزَّ عَزُّهُ- پرسید و امام به او فرمود: «آنچه از صورت میبینی نفی کن و آنچه را میدانی اثبات نما.» جابر عرض کرد: ای مولای من! اگر آنچه را با چشم میبینم نفی کنم، نسبت به آنچه با قلبم میدانم جاهلتر میشوم. امام فرمود: «صورتِ دیدهشده را نفی کن و قدرتی را که دانستی اثبات نما، که همان "انزع بطین" است.» جابر پرسید: انزع بطین چیست؟ فرمود: «انزع (جدا شده) از ناسوت و بطین (انباشته و آکنده) از لاهوت؛ و لاهوت همان صورت است، اما صورت خودِ او نیست.»
این شرحِ آن مسئله بود. سپس کمیل گفت: «بیفزا». مولایمان فرمود: «او زدودنِ حجابهای شکوه و عظمت است بدون هیچ اشارهای (کشف سبحات الجلال من غیر اشاره)». «کشف» که مفهومی روشن است؛ و «سبحات جلال»، همان تجلی بر عالمیان است بدون هیچ اشارهای؛ یعنی بدون نیازِ او به خلق، و همچنین بدون جابجایی از حالی به حال دیگر یا از سرِ ناچاری، بلکه تنها از روی رحمتش بر عالمیان است.چون پاسخ سوم روشن شد، کمیل عرض کرد: ای مولای من، بیفزا. مولایمان فرمود: «او نوری است که از بامدادِ ازل میتابد و آثارش بر کالبدهای توحید آشکار میشود (نور یشرق من صبح الازل فتلوع علی هیاکل التوحید آثاره)». ای سرورم! این سخن دو شرحِ بزرگ دارد:




