ناری و برای خاکیان، خاکی. اما «قدسِ معرفت» از همهی اینها یگانه و ممتاز است؛ و آن همان شناختِ «دیده و حقیقتِ والا» نزد مؤمن است.
و سخن امام -عَزَّ عَزُّهُ- که فرمود: «ای مفضل! همانا این "صورت"، قدرتِ آن قدیر و نورِ آن منیر است. ظهور مولایت برای کسی که ایمان آورد و اقرار کرد، رحمت است و برای کسی که جحد ورزید و انکار کرد، عذاب؛ و فراتر از او غایتی و برای او نهایتی نیست.»
من شارح میگویم: صورت، قدرتِ قدیر و نورِ منیر است؛ یعنی این صورت، نگاهِ «اسم» به «معنای» خویش است. این صورت، همان قدرتِ ذاتی و انزعی است؛ او نور است و آن که روشنیبخش اوست، همان «معنا» است که از نگاهِ اسم، نعت و ادراک مجرد است. پس فراتر از او مقصدی نیست، چنانکه فرمود: «چشمها او را درک نمیکنند و او چشمها را درک میکند»1. هرچه باریتعالی توصیف شود، او برتر از کلام مخلوقات است، چرا که آنان از شناخت کُنه و حقیقت او ناتواناند.
چنانکه آن عالم -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: «اگر آشکار است برای خودش است و اگر پنهان است برای خودش است»؛ و این مقامی است پیش از اختراع و پدید آمدنِ «اسم».




