عبارت «و نه آن صورت، اوست»؛ مقصود این است که صورت، همان افعالِ او نیست، و در عین حال او از آن افعال جدا و خارج هم نیست، زیرا افعال از او ناشی شدهاند. چنانکه امام -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: «نه در اشیاء فرو رفته است و نه از آنها بیرون است»؛ یعنی نه او خارج از خلق است و نه خلق خارج از او هستند، به واسطهی آن نعمتهایی که بر ایشان فرو فرستاده است.
چنانکه ارسطو -عَزَّ عَزُّهُ- فرموده است: «وجودِ حق به منزلهی یک آینه است و آفریدگان همچون صورتهایی هستند که در آن ظاهر شدهاند؛ و در این میان، دو امرِ "حق" و "خلق" در گردشاند، بدون آنکه چیزی از حق در خلق باشد و یا برعکس؛ همانگونه که چیزی از آینه در صورتِ داخل آن نیست و چیزی از صورت در ذاتِ آینه وجود ندارد.»
و سخن مفضل که گفت: «ای سرورم! بر شرح و بیان خویش بیفزا؛ چرا که من از فضل و نعمت تو چنان دانستم که خود را از توصیف حتی بخشی از صفات تو ناتوان میبینم.»
پس امام -عَزَّ عَزُّهُ- به من فرمود: «ای مفضل! از هر چه دوست داری بپرس.» عرض کردم: ای سرورم! آن صورتی که بر منبرها دیده شد و از ذاتِ خویش به سوی ذاتِ معنویاش فرامیخواند و آشکارا از لاهوتیت سخن میگفت، و شما فرمودید که




