همینجاست که «عدمِ ادراک» حاصل میشود. ای خوانندهای که در پی فهم اسرار و مقامات تجرید و یگانگی هستی، مقصود ما را نیک دریاب!
عبارت «نه تمامِ باریتعالی است»؛ یعنی هر اندازه که از اسرار روایت کنی و ببینی و حفظ کنی و به حقیقتِ عرفان برسی، باز هم در شناختِ آن صورت و معنایِ درکناشدنیاش نادان باقی میمانی، چرا که او فراتر از احاطهی عقل است.
«و نه باریتعالی چیزی غیر از آن است»؛ یعنی صورت و ذات، دو ساحت معلوم و مجهول هستند؛ چنانکه آن عالم -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: «باریتعالی دارای دو حد است: حدی معلوم و حدی مجهول.» حد معلوم همان است که از آن صورت آشکار کرده، و حد مجهول همان است که از آن پنهان داشته است. پس هر آنچه خلق مشاهده کنند «معلوم» است و هر آنچه از ایشان پنهان باشد «مجهول»؛ هرچند که ساحتِ «معنایِ قدیم» برتر از این توصیفات است.
عبارت «او همان است»؛ مقصود از جهتِ اثباتِ وجودِ او برای خلق است تا بشناسند که او همچون خلق در میان آنها است. پس او برای هر موجودی، موجود است، بدون آنکه به اشیاء مقید شود و یا اینکه چیزی همانند آنها باشد. چنانکه سرورمان ابوعبدالله فرمود: «او چیزی است نه مانند چیزها، و جسمی است نه مانند جسمها، و نوری است نه مانند نورها...»




