و سخن امام -عَزَّ عَزُّهُ- که فرمود: «علتِ هر علتی است»؛ منظور از «علت» در اینجا، صورتهایِ دانش و تصویرگریِ آنها در گوهرهایِ «عقلِ تابان» است. چنانکه امام -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: «عقل به واسطهی او شناخته میشود، نه او به واسطهی عقل. او فراتر از همهی چیزهاست و چیزی فراتر از او نیست؛ به هر سو رو کنی، وجه و رویِ او همانجاست؛ و راهِ او همانجاست که تو استقامت ورزی. اوست که به تو میفهماند و از جانبِ خودش به تو میآموزد.»
پس کلام امام در اینجا برای اهلِ حقیقت روشن است؛ این همان فیضی است که سبحانه و تعالی از طریق استدلال بر عقل سرازیر کرده است. آن صورت «علتِ هر علتی» است، زیرا «آینهی وجود» است و در نتیجه، آینهای برای نگرندگان به اوست. چنانکه مکنون السنواری (قدس الله سره) سروده است:
(هر کسی تو را به قدرِ دیدهی خویش میبیند، چرا که تو آینهی هستی هستی.)
تمامِ علتها (پدیدهها) در آن صورت ظاهر میشوند و خود را در آن آینه میبینند، بدون آنکه در آن آینه داخل شده باشند یا از آن خارج باشند.
و سخن امام -عَزَّ عَزُّهُ- که فرمود: «و کسی نمیداند او چیست جز خودِ او»؛ مقصود ایشان «ذاتِ الهی» است. چنانکه آن عالم -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: «اگر به مقامِ ذات رسیدید، درنگ کنید و دم فرو بندید؛ چرا که گوینده را در آنجا سخنی نیست.» هر آنچه




