چنانکه سرورمان شیخ منصور غرابیلی فرموده است: «صورت و ذات از جهتِ وصف با هم برابرند، زیرا هر دو نامحدود هستند؛ چرا که حد و مرز بر مخلوق واقع میشود نه بر خالق؛ و "معنا" والاتر از آن است که در گفتارِ گویندهای بگنجد.»
اما در مورد این سخن که: «و آن صورت، هیولایِ هیولاهاست»؛ «هیولا» به معنای ریشه و اصلِ هر چیز است. البته این یک «مَثَل» و تمثیل است، چرا که ساحتِ باریتعالی از مِثل و از هیولا به معنای مادی آن منزه است؛ مگر از جهتِ اثباتِ وجودِ آن «صورت». از این رو، ما گواهی میدهیم که «صورتِ دیده شده»، غایتِ نهایی برای اثباتِ وجود و حکمتِ ظهورِ اوست؛ تا آن انگارهی «عدم» و نیستی که ناباوران (جاهدین) به آن معتقدند، نفی شود. همچنین آن صورت، «ریشهی حرکتها»ست؛ و مقصود از «حرکتها»، همان تجلیات و ظهوراتِ آفریدگار در آن صورت است.
پس او در نگاه ما متحرک است، اما در حقیقت بدونِ حرکت است؛ این حرکت در واقع در ادراکِ خلق نسبت به ذاتِ اوست، وگرنه خداوند نه حرکت است و نه سکون. او والاتر از نامها و صفتها و فراتر از هر آن چیزی است که عقل تصور کند؛ هر چه باریتعالی توصیف شود، او از آن بزرگتر است.




