سپس به آیهی کریمه استناد فرمود که: «آیا ندیدی که پروردگارت چگونه سایه را گسترد... سپس خورشید را بر آن راهنما قرار دادیم»1. این همانگونه است که در سیاق کلام آوردیم: سایه از پرتو است، پرتو از نور است و نور از ذات.
و سخن امام -عَزَّ عَزُّهُ- که فرمود: «یعنی آنچه از "ذات" در آن بود؛ پس "صورت انزعیه" (سیمای علوی) همان حقیقتِ پرتو و سایه است. اوست که در درازنایِ روزگارانِ کهن و در آنچه از زمانها پدید میآید، دگرگون نشده است. ظاهرِ آن "صورت انزعیه" و باطنش "معنویت" (مقام معنا) است. آن صورت، مادهالمواد (هیولایِ هیولاها) و ریشهی تمامیِ حرکتهاست؛ او علتِ هر علتی است که خود معلولِ چیزی نیست و حقیقتِ او را کسی جز خود او نمیداند.»
من میگویم: اینکه فرمود «صورت انزعیه، ذاتِ پرتو و سایه است و در طول روزگاران دگرگون نمیشود»، این سخنِ صریح امام صادق -عَزَّ عَزُّهُ- است که به ما میفهماند این «صورت»، همان «صبغهی قرآنی و ذاتی» است؛ چنانکه خداوند میفرماید: «رنگ و صبغهی الهی بگیرید و چه کسی خوشرنگتر از خداست؟ و ما او را پرستندگانیم.»2 و سخن امام -عَزَّ عَزُّهُ- در ادامهی این رساله که فرمود: «صورت، قدرتِ قدیر و نورِ روشناییبخش است»؛ در اینجا امام صادق -عَزَّ عَزُّهُ- «صورت» را به




