و سخن امام -عَزَّ عَزُّهُ- که فرمود: «و بدان ای مفضل که ظهور، غایت و کمالِ بطون است و نطق، کمالِ سکوت؛ و هرگاه حکمت در باطنش تمام و در ظاهرش کامل نباشد، آن حکمت از سوی حکیم ناقص است، هرچند او بر آن توانا باشد.»
من شارح میگویم: «ظهور کمالِ بطون است»؛ این ترازوی عدلِ الهی و نشانهی فعلِ تام اوست. نطقِ او استوار و سکوتِ او گویاست؛ پس آن که گویاست همان خاموش است و آن که خاموش است همان گویاست. ظاهر همان باطن و باطن همان ظاهر است، اما در حقیقت و از ساحتِ خودِ او، نه از نگاهِ خلق؛ زیرا نگاهِ خلق پدیدآمده (محدث) است و او قدیم. صفاتِ پدیدآمدگان یعنی خلق، با صفاتِ قدیم متفاوت است، چرا که صفاتِ او عینِ ذاتِ اوست که همان علم و قدرت است. پس حکمتِ کامل، باطنش لطیف و ظاهرش نیز لطیف است و احکامش جاویدان و باقی؛ و تمام صفاتِ حق تعالی، حکمتی تمام و عدلی فراگیر در میان آفریدگانش است.
و سخن مفضل که گفت: سرورم! بر من بیفزا و سینهام را گشاده گردان تا هر کس به من نزدیک شد و به زندگیام نگریست، به واسطهی آن زنده شود. پس امام -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: «تو را به حقیقتِ معرفت آگاه میکنم؛ همان که هر کس به تو نزدیک شود و با نورِ من راه رود، به آن زنده میگردد.»




