چنانکه آن عالم -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: «قدیم (خداوند) آمد و محدث (پدیدآمده/خلق) را نفی کرد، اما محدث آمد و نتوانست قدیم را نفی کند؛ و اگر محدث از فعلِ مستقیم و همسنخِ او بود، هرگز آن را نفی نمیکرد.»1
الهوامش
1همانگونه که در شرح کتاب الاسوس اثر شیخ یوسف غانم (قُدّس سِرّه) آمده است، وی فرمود:(... و با آن مقرر داشت که وزن (میزان/معیار سنجش) قِدَم (ازلیت/مقام لاهوت) و حَدَث (مقام ناسوت) با نفی و اثبات شناخته میشوند؛ پس میزانِ حدوث، نفی است و میزانِ قدم، اثبات.و این بدان سبب است که مُحدَث آمد و قدیم (ذات ازلی) را نفی نکرد، و قدیم آمد پس محدث را نفی کرد؛ زیرا این محدث، فعلِ (عملِ مستقیمِ) قدیم نیست، و اگر فعل او بود آن را نفی نمیکرد، و قدم یک صفتِ معبود (مورد پرستش) است.(و منظور از فعل در اینجا همان هیئت و جنس است، زیرا اگر آن دو از یک هیئت یا جنسِ واحد بودند، هرگز یکی از آنها دیگری را نفی نمیکرد).با فرض اینکه هر دو یک نوع و یک جنس باشند؛ زیرا قدیم را هیچ انفعالی (تغییرپذیری/تأثیرپذیری) نیست، در حالی که حدوث را انفعال است. و این همان نقطه فارق (تفاوت اصلی) میان قدیم و محدث است.و در عرفِ موحدان (یکتاپرستانِ اهل باطن)، باریتعالی هرگاه بخواهد نامِ (اسم) خود را با ظهور شرافت بخشد، آن را در زیر انوارِ خود پنهان (غایب) میسازد.این همان معنای سخن اوست که: «قدیم آمد پس محدث را نفی کرد، و محدث آمد پس قدیم را نفی نکرد»؛ زیرا "معنی" (ذات الوهیت) میتواند بهسانِ صورتِ "نامِ" خویش (اسم) ظاهر شود، اما "نام" نمیتواند بهسانِ صورتِ "معنی" ظاهر گردد؛ و با درک این معنا، ابهام برطرف میشود.و از آنجا که این قدیم با محسوسات درک نمیشود، و این حدوث، صورتی است که وجودش وابسته به پدیدآورندهاش میباشد، به هنگام تجلی قدیم با وصفِ او (یعنی با وصفِ صورتِ محدث) توصیف میشود و با جنسِ او شناخته میگردد.و از همین جاست که صفتِ محدثین (صفات ناسوتی) بر او واقع شد، پس با وصفِ آنان توصیف میشود و با جنس آنان شناخته میگردد، و او را همانگونه میبینند که خود را میبینند.و هنگامی که او را در حَدَث (صورت بشری متخیل/ناسوت) میبینند، او را در قِدَم (مقام ذات/لاهوت مطلق) نمیبینند؛ پس حدوث با اشیاءِ محسوس درک میشود، و قدم با اشیاءِ معقول درک میگردد، و به همین دلیل این دو رؤیت با یکدیگر تفاوت دارند.پس میزانِ قدم، سکون است، و میزانِ حدوث، حرکت است. پس در مقام ظهور به وصفِ آنها توصیف میشود و به میزان آنها سنجیده میگردد؛ زیرا او اراده کرد پس از آنکه ارادهکننده نبود، و مشیت نمود پس از آنکه دارای مشیت در مقام ظهور نبود، و آفرید پس از آنکه در مقام بطونِ مطلق خالق نبود...)




