از ارادهی او نیست و در نتیجه «فعلِ» بیواسطهی او محسوب نمیشود، بلکه فعلِ «دیگری» است، هرچند به علم و قدرتِ اوست.
و مقصود از «دیگری»، هر آن چیزی است که از «فعلِ خلق» پدید آمده است؛ یعنی «فعلِ میم» (اشاره به مقامِ محمدی که واسطهی آفرینشِ جهانِ کثرت است). پس چنین موجودی، همواره خواهانِ رسیدن به بلندی و فزونی در مراتبِ علم و معرفت و عمل به آن دو است، تا آنکه «حقیقتِ تشهد» (گواهی دادن) برای او درست گردد؛ یعنی گواهی دادن به «معنا» (ذاتِ غیبی) به واسطهی آن فیضِ درخشانی که مولایش از فیضِ ازلی خود بر او ارزانی داشته است. و نیز بهرهمندی از آن ذاتِ گوهری که «گنجِ پنهان» است و در زیرِ پوششِ پردههای تابان، جاویدان، فیضبخش و دراک قرار دارد.




