شناختِ خداوند از نوعِ امورِ زائلشدنی و گذرا نیست؛ چرا که آفریدگان خود «عَرَض» و «جوهر» هستند (یعنی در معرضِ دگرگونی و زوالاند). از این رو، نزدیکترین راه برای آنان از طریق «تشبیه» (تمثیل و شبیهسازی)، همان جایگاههای نشانههای مطلق و حقایقِ مجردِ آنهاست؛ وگرنه ذاتِ باریتعالی از «چگونگی» ، «کجایی» ، حد و مرزِ زمان و مکان، و از صورت و تصویرگری فراتر و بیرون است.
و این سخنِ امام که فرمود: «و همانا شیعیان ما به اندازهی درایت و شناختشان دربارهی ما، شناخته میشوند»؛ من شارح میگویم: در اینجا حقیقت از کلامِ آن عالم -عَزَّ عَزُّهُ- روشن شد؛ آنجا که فرمود «همانا شیعیان ما شناخته میشوند»، یعنی این مرتبه از معرفت مخصوصِ شیعیانِ حقیقی اوست و نه دیگران.
«شیعیان» در این مقام، همان جهانهای قدسی و عالمِ «امرِ» او هستند؛ زیرا آنان از «فعلِ» او صادر شدهاند. آنان همان عالمِ ارواح و عالمِ عقل هستند که ما به شناختِ ایشان مأمور شدهایم؛ پس آنانند که حقیقتِ معرفت را به واسطهی آنچه مولایِ حق به ایشان اختصاص داده، دریافتهاند.
چرا که او آنان را از آن «تودهی پیوسته» (رتق) شکافت و متمایز کرد ؛ پس هر آنچه از «فعلِ» مستقیمِ او باشد، پایدار و مستقر است؛ و آنچه فروتر از آن باشد، مستقیماً




