شده) به دست نمیآید.1 از این رو، برای سالکی که از غیرِ خداوندِ عزوجل طلب کند، این مسیر ناهموارترینِ راههاست.
چنانکه آن حکیم فرمود: «آیا درِ خانهی غیرِ مرا میکوبی در حالی که درِ خانهی من گشوده است؟»
یعنی آیا از مخلوق طلب میشود در حالی که خالق حضور دارد؟ چگونه چنین چیزی برای کسی که در سخن خداوند تدبر کرده، ممکن است؟ آنجا که میفرماید: «و ما از رگ گردن به او نزدیکتریم»2 و میفرماید: «و او با شماست هر جا که باشید»3. و آنجا که فرمود: «برای زبان دور است که از آن بیانی کند، مگر به صورت اشاره (تلویح)»؛ مقصود از «تلویح» و اشاره، همان جریانِ سخن گفتن از طریقِ شناختِ آیات، ظهورات، داستانها و نشانههای «ذروِ اول» (عالمِ نخستین) و شناختِ «قبههای هفتگانه» است؛ آن هم از جنبهی حقایقِ مجرد و فرامادی، نه از جنبهی عبارتهایی که در مکانهای گذرا و عرضیِ نزد خلق محدود شدهاند.




