الف! چه چیز تو را از سجده بازداشت و تأخیر انداخت؟ چرا همچون دیگر حروف سجده نکردی؟ الف عرض کرد: ای مولای من! تو فرماندهندهای و من فرمانبر؛ منتظرِ فرمانِ خاصِ تو بودم. پس خداوند آن را آخرینِ حروف قرار داد و به سوی خویش معطوف ساخت. ای مفضل! بدین ترتیب مولای تو، مادّه و ریشهی تمامِ حروف را از "یاء" قرار داد که همان شخصِ "باب" یعنی "سَلسَل" (سلمان) است.»
من شارح میگویم: این سخن را میتوان از دو وجه تبیین کرد:
وجه اول:سخن امام -عَزَّ عَزُّهُ- که فرمود: «ای مفضل! هر نامی برای "اسم" ، در بابِ وحدانیت و امالحروف یعنی "یاء" واقع میشود»؛ مقصود این است که تمام نامهایی که سرورمان محمد -جَلَّ جَلَالُهُ- به آنها خوانده میشود، در حقیقت در مرتبهی «بابِ» او یعنی سرورمان سلمان (س) واقع شدهاند؛ همان بابی که هیچ راهِ ورودی به معرفت جز از طریق او نیست. چنانکه در «رساله» آمده است: «دعا کننده میگوید: "یا الله، یا رحمان"؛ پس با حرفِ "یاء" (که نمادِ باب است) آغاز میکند و با پروردگارش مناجات مینماید.» اینجا جایگاهِ تجلیِ صفاتِ افعالِ «اسم» است. و کلام امام: «چون خداوند "واحد" را آفرید و بر او تجلی کرد و او را خواند، او اجابت کرد»؛ منظور از «واحد» همان مقامِ «میم» است. او نخستین کسی است که «معنای» خویش را اجابت کرد. این بیانی برای تعلیمِ خلق است؛ وگرنه مقامِ «واحد» (تجلیِ اول) خودْ فرماندهنده (آمر)




