عالم -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: «قِدَم نیازی ندارد که خود را به خودش نسبت دهد؛ همانا کسی به "نسبت" نیاز دارد که خودْ محتاجِ آن باشد و از آن پدید آمده باشد.» پرسشگر گفت: با این سه اصل، نفیِ ضد، مِثل، جوهرِ مادی و اسم را دانستم؛ پس او را در کجا باید با «نسبت» جستجو کرد؟
عالم -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: «از طریقِ علم و قدرت.» پرسشگر گفت: این دو، گواهانی عادل هستند... (تا آخر روایت).
من شارح میگویم: همگی در این سخنِ استوار و در سیاقِ کلامِ مولایمان صادق -عَزَّ عَزُّهُ- در این روایتِ «مفضلیه» نیک بنگرید؛ این سخنِ حق است که شکی در آن راه نمییابد. شک تنها نزد کسانی است که از مرتبهی کمال دور ماندهاند، نه نزد موحدانِ عارف و عالمانِ واصل.
و کلامِ امام -عَزَّ عَزُّهُ- : «ای مفضل! هر نامی که برای "اسم" است، در واقع در "بابِ وحدانیت" که همان "امالحروف" یعنی حرفِ "یاء" است، واقع میشود. و این بدان جهت است که چون خداوندِ واحد (مقامِ اسم) را آفرید و برای او متجلی گشت و او را خواند، او اجابت کرد. سپس ۲۸ حرفِ الفبا را برپا داشت و بر آنها متجلی گشت و آنها را خواند؛ پس همگی اجابت کردند و برای مولایشان سجده کرده و او را بزرگ داشتند. در این میان، "الف" در سجده تأخیر کرد؛ مولایش او را ندا داد: ای




