مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

بدء و اعاده - حسین بن هارون بغدادی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 94 من 101

درباره سخن خدای تعالی: ﴿و روزی که قیامت برپا شود، مجرمان ناامید و خاموش می‌شوند﴾1؛می‌فرماید: هنگامی که قائم -عَزَّ عَزُّهُ- قیام کند و پرده‌ها کنار رود، اهل کفر و انکار از آنچه مشاهده می‌کنند از حقیقت مسخ (دگرگونی به صورت حیوان) و رسخ (حلول در جمادات) و انواع عذاب در کالبد جانوران، و آنچه پس از آن از عذاب در "دردور" (گرداب بلا) و "فاعوس" (شدت بلا) برایشان مهیا شده سرگردان و مبهوت می‌شوند، پس از شدت هول و هراس هیچ پاسخی نمی‌دهند.

و محمد بن ابی‌زهیر آبلُی از داوود بن کثیر رَقّی روایت کرده است که او گفت:در میان همسایگانم مردی خرس‌بان (صاحب خرس) بود که خرسی داشت. پس مردی آهنگر آن خرس را از او خرید و او را به کار گرفت تا در کوره آهنگری بدمد؛ تا اینکه چون این وضع بر خرس طولانی گشت، در دلِ شب شروع به ناله و فریاد کرد.داوود گفت: من در بسیاری از روزها صبح زود به مسجد می‌رفتم و پیوسته قرآن می‌خواندم و در قرآن و داستان‌های منافقان که در آن آمده تفکر می‌کردم تا سپیده‌دم طلوع می‌کرد؛ آنگاه دو رکعت نماز فجر را می‌خواندم و تا روز بعد می‌خوابیدم.او گفت: پس آن خرس به سوی مسجد روانه شد. وقتی او را دیدم، برخاستم تا از مسجد بیرونش کنم، اما هنگامی که به من نگریست، گفت: ای داوود بن کثیر رقی تو را به خدا سوگند، من برای استغاثه و شکایت از فلان آهنگر نزد تو آمده‌ام؛ آیا آن عذابی که من در آن گرفتارم برای او کافی نیست که با این کار (دمیدن در کوره) نیز مرا عذاب می‌دهد؟ در

الهوامش

1سورهروم آیه ۱۲
الصفحة 94 من 101