میانقامت است، نه بسیار بلند و سرکش، و نه بسیار کوتاه و بههمچسبیده؛ مفاصل او در همه احوال معتدل است، سری کشیده و صورتی کشیده دارد، گردنش باریک است، و هنگام راه رفتن کمی خمیده و رو به جلو متمایل است؛ سینهای تنگ و شکمی گرد دارد، بر تمام بدنش مو روییده است، انس و علاقهاش به زنان اندک است، پرگو است، و چون غذا میخورد گلوگیر میشود، به گونهای که غذا را در دهان نگه میدارد تا زمانی که آب بنوشد؛ خوردن سبزیجات و آنچه از زمین میروید را دوست دارد و نسبت به فرزندانش در خردسالی دلسوزی و عاطفهای ندارد؛پس چنین انسانی روحش به گوسفندان منتقل شده است (در مراتب پیشین در کالبد آنها بوده). و اگر از کسانی باشد که سکونت در سرزمین عراق و نواحی نزدیک به آن را دوست میدارد، پس آن انسان از اعراب منتقل گشته است، و اگر سکونت در سرزمین پارس و کوهستانها را دوست داشته باشد، پس آن انسان از عجم منتقل گشته است.ای مفضل همانا میشها از اعراب هستند و آنها از نسلِ روحانی بنیضبه1 میباشند؛ و بزها از فرزندان امیه، و بزهای نر از جباران و سرکشان بنیامیه هستند."
1«بنو ضبّه از فرومایهترین و اوباشِ عرب بودند؛ آنان سنگدل و بدخوی بودند و جانهایشان از روح جاهلیت و زشتیهای آن لبریز شده بود. آنان جان خود را سخاوتمندانه فدای عایشه کردند و جانبرکف گردِ شتر او را گرفتند و سرسختانه ایستادگی کردند تا آنکه دستهایشان قطع شد و سرهایشان از تن جدا گشت. آنان در آن روز (جنگ جمل)، خون عثمان را شعار خود ساختند و به سختترین و شدیدترین وجه میجنگیدند؛ به طوری که چهل مرد از آنان در اطراف مهارِ شتر کشته شدند. عایشه درباره وفاداری آنها میگفت: «شتر من همچنان استوار و پابرجا بود، تا آنکه دیگر صدای بنیضبه را نشنیدم و همگی کشته شدند.»




