به سوی او آمدند و در پیشگاهش میدویدند. ایشان فرمود: "ای یونس بن ظبیان این همان کسی است که میخواستی، هر چه میخواهی از او بپرس."پس به او گفتم: ای فلانه پاسخ داد: لبیک ای یونس گفتم: آیا تو همان فلانی هستی؟ گفت: آری. گفتم: این چه وضعیتی است که تو را در آن میبینم؟ گفت: "این جایگاه کسی است که امیرالمؤمنین، علیِ اَعلی را انکار کند؛ آیا راه خروجی از این وضعیتی که در آن هستم برایم هست؟" من یونس گفتم: قلم تقدیر جاری گشته، قضا حتمی شده و کار به پایان رسیده است (حکم صادر شده است). سپس او را رها کردم و بازگشتم، در حالی که میگفتم: میدانم که خداوند بر هر کاری تواناست.
و درباره سخن خدای تعالی: ﴿آنان تنها ظاهری از زندگی دنیا را میدانند و از آخرت غافلند﴾1؛ میفرماید: همانا آنان نمیدانند که بدنها پس از مرگ، بسته به عملشان یا به سوی نورانیت (مراتب کمال) منتقل میشوند و یا به سوی مسوخیت (کالبد حیوانات).




