مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

بدء و اعاده - حسین بن هارون بغدادی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 86 من 101

از ابوعبدالله محمد بن عبدالملک بصری، از عبدالله بن علاء، از ادریس، از زید، از طلحه بن حکم، از جابر بن یزید جعفی -مِنْهُ السَّلَامُ- روایت شده است که گفت:به سرورم ابوجعفر محمد باقر -عَزَّ عَزُّهُ- عرض کردم: ای سرور من، کسی که معرفتِ عمیقی نسبت به شما ندارد، جز اینکه دوستدارِ دوستان شما و

دشمنِ دشمنان شماست، و کسی را که شما دوست می‌دارید دوست دارد و با کسی که دشمن هستید دشمنی می‌ورزد، حال او نزد شما چگونه خواهد بود؟فرمود: "ای جابر، در کالبد انسانی تکرار می‌شود تا آنکه گوهر وجودش باصفا و پاک گردد."عرض کردم: سرورم، آیا این تکرار در کالبد حیوانات (مسوخیه) است؟پس امام خشمگینانه به من نگریست و فرمود: "مؤمن وارد مسوخیه (کالبد حیوانات) نمی‌شود، مگر آنکه رازی از شما را فاش سازد یا دشمنی را علیه شما یاری دهد؛ که در آن صورت خداوند او را به پایین‌ترینِ مرتبه‌ی پایین‌دستان (أسفل السافلین) بازمی‌گرداند."

از محمد بن سنان، از اسماعیل بن جابر، از ابوحمزه ثمالی روایت شده است که گفت:در مکانی همراه با سرورم ابوجعفر -عَزَّ عَزُّهُ- بودم که ناگاه چشمم به دو آهو افتاد که می‌دویدند تا آنکه نزد ایشان آمدند و در برابرشان ایستادند؛ سپس به سجده افتادند و سجده را طولانی کردند. آنگاه ابوجعفر -عَزَّ عَزُّهُ- به آنان اجازه برخاستن داد و فرمود: "سرهایتان را بلند کنید."حمزه گوید: شنیدم که ابوجعفر با آن دو سخن می‌گوید؛ پس نگریستم و دیدم که آن دو، دو جوان هستند که زیباتر از آنان ندیده بودم. سپس امام این آیه را تلاوت فرمود:﴿و اوست که آفرینش را آغاز می‌کند، سپس آن را بازمی‌گرداند و این بر او آسان‌تر است؛ و برای اوست عالی‌ترین وصف (و نشانه‌ها) در آسمان‌ها و زمین، و اوست شکست‌ناپذیرِ حکیم.﴾1

و درباره سخن خدای تعالی: ﴿آیا ندیدند که پیش از آنان چه بسیار نسل‌ها را هلاک کردیم؟ کسانی که در زمین به آنان تمکّن (و قدرت) دادیم، آنچنان که به شما نداده‌ایم؛ و باران‌های آسمان را پی‌درپی بر آنان فرستادیم و نهرها را از زیر آبادی‌های آنان روان ساختیم؛ پس آنان را به کیفر گناهانشان هلاک کردیم و پس از آنان نسل‌های دیگری پدید آوردیم.﴾2؛ می‌فرماید: آیا به این چهارپایان از دام‌ها و گوسفندان، و درندگان و میمون‌ها، و خوک‌ها و سگ‌ها و دیگر موجودات مسخ‌شده نمی‌نگرید؟ همان کسانی که به مراتبِ فسخ و مسخ و رسخ و وسخ درآمده‌اند؛ همان‌ها که پیش‌تر در زمین به آنان قدرت داده بودیم و آن‌ها را پادشاه گردانیده و نعمت‌ها را بر آنان تمام کرده بودیم، اما کفران ورزیدند و به سبب آن، به این انواع عذابی که اکنون در آن هستند، کیفر شدند سپس بعد از آنان، دیگران را پدید آوردیم.و خداوند خطاب به مردم می‌گوید: ای کسانی که مخاطبِ این سخن و این قرآن هستید، شما نیز چنین هستید؛ اگر به آن ایمان نیاورید و کفر را بر ایمان برگزینید، با شما همان می‌کنیم که با آنان کردیم و جایگاه و نعمت‌هایتان به دیگران سپرده خواهد شد.

محمد بن سنان -عَلَيْهِ السَّلَامُ- از ابوفضال، از جابر روایت کرده است که فرات بن احنف گفت از ابوجعفر -عَزَّ عَزُّهُ- شنیدم که می‌فرمود:همانا عثمان بن عفان به اباذر در کالبد و هیبتی که امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- به او عطا کرده بود نگریست و نسبت به او کینه و دشمنی ورزید. عثمان از این دشمنی نهی شد، اما نپذیرفت و بر کینه‌اش افزوده شد؛ پس به سزای این عمل به صورت کلاغی مسخ

گشت. آنگاه مولا به من فرمود: "ای فرات بن احنف، اگر او را دیدی، به او بگو: ﴿و شما قطعاً آفرینشِ نخستین را دانستید، پس چرا پند نمی‌گیرید؟﴾3"

فرات بن احنف گوید: صبح‌گاه به کوفه آمدم و ناگاه آن کلاغ را ایستاده دیدم؛ چون او را دیدم، به او گفتم: ﴿و شما قطعاً آفرینشِ نخستین را دانستید، پس چرا پند نمی‌گیرید؟﴾4گوید: پس او گردن به سوی من کشید و گفت: ای فرات بن احنف هفتاد بار در کالبدها تکرار شده‌ام، اما دشمنیِ علی از دلم خارج نشده است.فرات گوید: چون فردای آن روز فرارسید، داستان او را برای ابوجعفر -عَزَّ عَزُّهُ- بازگو کردم. ایشان لحظه‌ای سر به زیر انداختند و سپس فرمودند: "ای فرات بن احنف، همانا هر کس کینه‌ی علی را در دل داشته باشد، جایگاهش در «دُردور» یعنی در پایین‌ترین مرتبه‌ی دوزخ است."عرض کردم: سرورم، «دُردور» چیست؟ فرمود: "جایگاهی است که در آن مسخ صورت می‌گیرد و در آنجا ارواحشان از جسمی به جسم دیگر مسخ می‌شوند."

‌و درباره سخن خدای تعالی: ﴿و اگر خداوند گزندی به تو رساند، هیچ کس جز او برطرف‌کننده‌ی آن نیست، و اگر خیری به تو برساند، پس او بر هر چیزی تواناست﴾5 می‌فرماید: اگر شما را به کیفر مسخ‌شدن عذاب کند، هیچ‌کس جز گذشتِ او، شما را از آن خارج نمی‌سازد؛ و اگر تو را به آمرزش سعادتمند گرداند و از اهل نورانیت قرار دهد بدان که او بر هر چیزی تواناست.

و از مولا صادق -عَزَّ عَزُّهُ- روایت شده است که فرمود:"کالبد کافر در مجموعِ ادوار خود هزار سال عمر می‌کند، همان‌گونه که کالبد مؤمن هزار سال عمر می‌یابد؛ با این تفاوت که مؤمن در ترکیب‌های موجوداتِ مأکول (خوردنی) ذبح‌شدنی، کشته‌شدنی و امثال آن‌ها که در بیابان‌ها هستند، قرار نمی‌گیرد. اما پس از این دوران، مؤمن به واسطه‌ی کمالِ ایمانش شناخته می‌شود هنگامی که در این درجات فرود می‌آید، و کافر نیز به کمالِ کفرش شناخته می‌گردد."و اسماعیل بن محمد که راوی این حدیث است، می‌گوید: همانا عمر مؤمن هزار سال است که در کالبدهای بشری تکرار می‌شود، و عمر کافر نیز هزار سال است که در تمامی ترکیب‌های مسخی (حیوانات) و دیگر موجوداتِ خوردنی تکرار می‌گردد، چنان‌که مولا در بیانِ انواع ترکیب‌ها ذکر فرمود.‌

خداوند عزّوجلّ فرمود: ﴿یقیناً کسانی که دیدار خدا را دروغ پنداشتند، زیان کردند؛ تا آنگاه که ناگهان قیامت (ساعت) فرا رسد، می‌گویند: ای دریغ بر ما بر آنچه در حق آن کوتاهی کردیم و آنان بارهای سنگین گناهان خود را بر پشت می‌کشند؛ آگاه باشید که چه بد باری برمی‌دارند.﴾6؛می‌فرماید: به راستی زیان کردند کسانی که توحید الهی را تکذیب کردند؛ تا آنگاه که زمانِ انتقال (مرگ و جابه‌جایی روح) ناگهان فرارسد، در آن هنگام هر یک از آنان می‌گوید: "ای افسوس بر ما که آفریدگارمان را به یکتایی نشناختیم." و آن‌ها خود را در انواع کالبدهای مسخ‌شده (حیوانات) می‌بینند، در حالی که پوششی از کُرک، پشم، مو و پَر بر تن دارند. در آن زمان است که می‌فهمند بر حق

نبوده‌اند؛ آگاه باشید که چه بد خود را به سبب کفر ورزیدن به آفریدگارشان، دچار زیان کردند.

و از ابوعبدالله صادق -عَزَّ عَزُّهُ- روایت شده است که درباره حیوانات فرمود: "در مورد آنچه از میان جنبندگان می‌رود و گوشتش خورده می‌شود؛ آنچه از تبعات اعمال شما خارج شده و از نافرمانیِ شما و کسانی که کفر ورزیدند آفریده شده، بر شما حلال است. پس هرگاه دانستید که آنان دشمنان شما هستند و به این مرتبه (کالبد حیوانی) فرود آمده‌اند، پس گوشت و فرآورده‌های آن‌ها بر شما حلال است؛ آن‌ها را بخورید و بیاشامید و بکشید و بر آن‌ها سوار شوید، و با عقوبت کردن و ذبح نمودنِ آن‌ها به خدا تقرب بجویید. اما آنچه پیش از شما در زمان‌های نخستین بوده، بر شما حرام گشته است."سپس این آیه را تلاوت فرمود: ﴿و هیچ بردارنده‌ای بارِ گناه دیگری را بر نمی‌دارد﴾7 و فرمود: "حلال و حرام شدن بر این پایه صورت می‌گیرد."راوی گوید: پس عرض کردم: این را برایم تبیین کن؛ آن چیزی که از حیوانات حرام شده چیست؟پس ابوعبدالله -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود:"آیا نمی‌بینی وحوش (حیوانات وحشی)، ماهیان، پرندگان و جنبندگان دریا و خشکی را که خوردنشان پذیرفته نیست؟ این‌ها از دوره‌های عذاب آزاد گشته‌اند و آرزو دارند که قربانیِ راه خدا باشند؛ لکن آن کس که به تازگی مرتکب گناه شده، بر اساس عدل خداوند عزّوجلّ، به گناهش بازخواست و گرفتارِ کالبد مأکول می‌شود."

‌و درباره سخن خدای تعالی: ﴿چه بسا کسانی که کفر ورزیدند، آرزو کنند که کاش مسلمان می‌بودند﴾8؛ می‌فرماید: هنگامی که در کالبدها و هیاکلِ مسخ‌شدگان (حیوانات) فرود می‌آیند، در آن حال می‌خواهند که تسلیم گردند؛ و هر کس که تسلیم شود، دیگر آفریدگارش را انکار نخواهد کرد.

الهوامش

1سورهروم آیه ۲۷
2سورهانعام آیه ۶
3سورهواقعه آیه ۶۲
4سورهواقعه آیه ۶۲
5سورهانعام آیه ۱۷
6سورهانعام آیه ۳۱
7سورهفاطر آیه ۱۸
8سورهحجر آیه ۲
الصفحة 86 من 101