مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

بدء و اعاده - حسین بن هارون بغدادی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 79 من 101

بسته بودم که ناگهان صدای کوبیدن در را شنیدم. بی‌درنگ برخاستم و در را باز کردم، دیدم همان کره‌اسب بر در خانه‌ام ایستاده و اشک‌هایش بر گونه‌هایش جاری است‌گفتم: "لا حول و لا قوة إلا بالله العلی العظیم". پس آن کره‌اسب با زبانی فصیح به سخن آمد و گفت: ای فلان همانا مرا بر گردن تو حقّی است؛ من همان همسایه‌ی تو، "فلان پسر ابلق" هستم و این که بر من سوار می‌شود پدرم فلان است آمده‌ام تا پیش تو از آنچه او با من می‌کند شکایت کنم؛ او خود بر این حقیقت آگاه است و من با او سخن می‌گویم و او با من سخن می‌گوید، اما به این وضعیتی که در آن گرفتار شده‌ام رحم نمی‌کند؛ در حالی که او نیز به همین سرنوشت من دچار خواهد شد و به همین حالی که من دارم در خواهد آمد؛ پس این مطلب را به او بازگو کن.» داوود گفت:من به سوی آن مرد (پدرش) که اسب نام برده بود شتافتم و سخنان کره‌اسب را به او بازگفتم و او را از ماجرا باخبر ساختم. آن مرد گفت: "این شیطانی است که بر زبان او سخن می‌گوید به خدا سوگند که از این پس عذاب و سختی او را بیشتر خواهم کرد".داوود گوید: پس از این واقعه، چند روزی نگذشت که آن مرد بمرد. پس از آن، او و پدرش هر دو با همان صفت و صورت حیوان نزد من می‌آمدند، می‌گریستند و سپس از مقابل خانه‌ی من بازمی‌گشتند.

و درباره سخن خدای تعالی که فرمود: ﴿پس اگر روی برتافتند، بدان که همانا خداوند می‌خواهد آنان را به سزای پاره‌ای از گناهانشان مجازات کند؛ و قطعاً بسیاری از مردم

الصفحة 79 من 101