مییابند؛ بلکه آنان با وجودِ آن نفاق، در عذابی دردناک هستند که بر ارواحشان رنج و الم وارد میکند.
از علی بن احمد بَرقی، از سُخنه بن یحیی اَزدی، از ماهان آبُلی، از یونس بن ظَبیان -عَلَيْهِ السَّلَامُ- ، از مفضل بن عمر -مِنْهُ السَّلَامُ- ، از امام معصوم -عَزَّ عَزُّهُ- روایت شده است که فرمود:"ای مفضل هرگاه مؤمنِ آزموده (مؤمنِ مُمتحَن) به درجهی صفا (پاکیِ مطلق و کمالِ روحانی) نائل شود، دیگر هیچ مرتبهای از مکروهات (ناخوشایندیها و کالبدهای پست) باقی نمیماند که در آن سکونت گزیند؛ چرا که او حقیقتِ اشیاء را دانسته و قالبهای آنها (کالبدها و هیاکل) را شناخته است، تا آنجا که آغاز و انجامِ هر موجود را میشناسد، و از بازگشتها و دورههای زندگیِ خویش آگاه است، و میداند که در میانِ امتهای پیشین چگونه بازگشته و در چه کالبدهایی منتقل گشته است. او مسوخیات (موجودات مسخشده) و نحوه ی انتقالِ آنها را میشناسد، و تمامیِ اینها به واسطهی فراست (نورِ بصیرتِ الهی) است."
و بر این مطلب، به سخنِ خدای تعالی استدلال میشود که فرمود: ﴿گناهکاران به سیمایشان (چهره و نشانهشان) شناخته میشوند، پس آنها را از موی پیشانی و پاهایشان میگیرند﴾1؛ و نیز این سخنِ او که: ﴿رفت و آمد کافران در شهرها تو را نفریبد؛ این برخورداریِ اندکی است، سپس جایگاهشان جهنم است و چه بد آرامگاهی است﴾2.در




