مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

بدء و اعاده - حسین بن هارون بغدادی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 68 من 101

از محمد بن سِنان -عَلَيْهِ السَّلَامُ- از اصحاب سِرّ روایت شده است که گفت: در یکی از سال‌ها به سوی مکه خارج شدم، در حالی که شتربانی به همراه داشتم؛ او جوانی بود که هدایتِ شتران را بر عهده داشت. زمانی که سفر به درازا کشید و سختی و ستمِ آن جوان بر شتران فزونی یافت، ناگهان شتر سرش را بلند کرد و آن شتربان را به نام صدا زد و گفت:"آیا مرا نمی‌شناسی؟ من کسی نیستم جز پدرِ تو خداوند در تو برکت قرار ندهد؛ تا کی مرا می‌زنی و شکنجه می‌کنی؟ و اگر حرفِ مرا باور نداری، از این مرد بپرس" و با اشاره به محمد بن سنان اشاره کرد.پس شتر گفت: "ای محمد آیا او همان‌گونه است که می‌گوید آیا او پسر من است و چنین ستم می‌کند؟ آیا بر گلایه‌ی خود نیفزایم؟"من گفتم: "بیفزا و باز هم بگو، چرا که او راست گفت."

خدای تعالی فرمود: ﴿هرگز مپندار کسانی که به آنچه از زشتکاری انجام داده‌اند شادمانی می‌کنند و دوست دارند برای آنچه انجام نداده‌اند از نیکوکاری ستوده شوند از عذاب الهی رستگار و در امان باشند؛ که برای آنان عذابی دردناک است﴾1.در بیانِ باطنی یعنی: آنان از خداوند دور هستند و عذابی دردناک دارند. یعنی هرگز نباید کسانی که با مؤمنان نفاق می‌ورزند و به غلط چنین می‌پندارندو استوار می‌سازند که نفاقشان بخشیده خواهد شد، گمان کنند که از "مسوخیات" (درآمدن به کالبد حیوانات) نجات

الهوامش

1سورهآل عمران آیه ۱۸۸
الصفحة 68 من 101