مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

بدء و اعاده - حسین بن هارون بغدادی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 66 من 101

و این مطلب را آنچه ابوعلی بن همّام از پدرش، از راویانش، از عمرو بن شمر، از جابر جعفی -مِنْهُ السَّلَامُ- روایت کرده، تأیید می‌کند که گفت:به سرورم امام باقر -عَزَّ عَزُّهُ- عرض کردم: ای سرور من، مرا همسایه‌ای است که آزارم می‌دهد دوست دارم او را در صورتی که اکنون در عالم معنا و پس از مرگِ باطنی دارد ببینم.پس امام دست مرا گرفت و از شهرِ مدینه بیرون برد؛ ناگاه با سگی

روبرو شدم. امام به من فرمود: "این همان همسایه توست." عرض کردم: آیا همسایه‌ام که مرا آزار می‌داد، سگ شده است؟ فرمود: "به او بنگر تا شک نکنی." امام صورت انسانی‌اش را به وی نمایاند و سپس او را به صورتِ سگ بازگرداند. آنگاه فرمود: "این کالبدِ سگی، خشمِ خدا بر اوست؛ و او در مرتبه‌ی دوم از چرخه‌ی مسخ به صورتِ کلاغی ابلق (سیاه و سفید) باز خواهد گشت ؛ پس هرگاه او را در حرم مکه دیدی، او را بکش."

و نیز تأویلی است بر سخن خدای عزوجل که فرمود: ﴿و به سببِ گفتارشان که به طعنه گفتند: "دل‌های ما در غلاف و پوشش است"؛ چنین نیست بلکه خداوند به سبب کفرشان بر دل‌های آن‌ها مُهر زده است﴾1.یعنی: خداوند بر دل‌هایشان به مُهرِ مسوخیت (حیوانیت) نشان زد؛ در حالی که آنان هنوز در کالبدهای بشری هستند، با خصلت‌های مسوخی خو می‌گیرند و به آن معتاد می‌شوند، تا آنجا که وقتی پس از مرگ یا در حین تغییر کالبد به سوی آن کالبدها (حیوانات) منقلب گشتند، دیگر از آن وحشتی نداشته باشند. و هر کس که بر قلبش مُهر زده شود، از گشایشِ سینه برای پذیرشِ نورِ ایمان محروم می‌گردد.

و این مطلب را آنچه ابوعلی بن همّام از عبدالله بن قاسم، از ابی‌عبدالمؤمن از ابی‌سکان، از ابی‌نصر روایت کرده، تأیید می‌کند که امام ابوجعفر -عَزَّ عَزُّهُ- به من فرمود:"ای محمد هر آن کس که با سخنِ تو (با مذهب و باورِ حق) مخالفت ورزد او در حقیقت سگی یا خوکی یا درازگوشی است و در روز رستاخیز، همراه

با فرعون به سوی جهنم محشور می‌گردد. ای محمد اگر پرده از دیدگان کنار رود شیعیان، دشمنانِ خود را جز در صورت‌های مسخ‌شده‌ی ملعون نخواهند دید. پس با این حقیقتِ زشت به کجا می‌روند؟"

و نیز تأویلی است بر سخن خدای تعالی که فرمود: ﴿و مَثَلِ کافران، همچون مَثَلِ کسی است که بر حیوانی بانگ می‌زند که جز صدا و ندایی مبهم نمی‌شنود؛ اینان کران، لالان و کورانند، پس خرد نمی‌ورزند﴾2.می‌گوید: ایشان در بدن‌های بشری منتقل می‌شوند که به جهتِ شکیبایی‌شان بر رنج و سختی و کوشندگیِ بی‌هدفِ دنیوی، با بدن‌های مسخ‌شده (حیوانی) همگونی و سنخیت دارند.از این رو، آنان سخنِ کسی را که ایشان را به سوی خدا می‌خواند، نمی‌شنوند؛ نه صدای او را درک می‌کنند و نه کلامش را می‌فهمند. و هنگامی که مورد خطاب قرار می‌گیرند، نه اطاعت می‌کنند و نه خرد می‌ورزند. پس آنان در برابرِ آن فراخوان (ندای الهی)، کر؛ از گفتنِ حق، لال؛ و از شناخت و معرفت، کور هستند. لذا به دلیلِ این سقوطِ رتبی، پس از این دیگر به "هیکلِ بشریت" (ساختار و کالبد انسانی) باز نخواهند گشت.

و این مطلب را آنچه یونس بن ظبیان -مِنْهُ السَّلَامُ- روایت کرده، تأیید می‌کند که گفت:روزی نزد سرورم جعفر صادق -عَزَّ عَزُّهُ- بودم که در این هنگام، ابوالطیبات -مِنْهُ السَّلَامُ- بر ایشان وارد شد و از دستِ "مُقَصِّره" (کسانی که در شناختِ مقامِ والای امام کوتاهی می‌کنند) به ایشان شکایت برد.پس امام در مقامِ بیانِ اقتدارِ الهیِ خویش فرمود: "به عزت و جلالم سوگند، آنان را در هر صورتی

که بخواهم در دنیا و آخرت عذاب خواهم کرد. اما در دنیا، آنان را به چرخه‌ی مسوخیت بازمی‌گردانم؛ از کالبدی به کالبد دیگر و از مسخی به مسخ دیگر. و این است معنای آیه: ﴿هرگاه پوست‌هایشان پخته و فرسوده شود، پوست‌های دیگری را جایگزینِ آن می‌کنیم تا عذاب را بچشند﴾؛ و این به سزایِ اعمالی است که انجام می‌دادند."

پس عرض کردم: ای سرور من، آیا تفسیرِ این آیه که پیش‌تر ذکر شد چنین است؟فرمود: "آری؛ هرگاه آنان را از گونه‌ای از عذاب در مرتبه‌ی مسوخیت خارج کنیم، آنان را در گونه‌ای دیگر درمی‌آوریم (سوار بر کالبدی دیگر می‌کنیم) تا به سزای آنچه انجام دادند تلخیِ عذاب را بچشند.اما در آخرت پس از پایانِ دوره‌های مسخ، گروهی هستند که به سرایی بازگردانده می‌شوند که در آن سخت‌ترین عذاب‌هاست؛ پس آنان در آن جاودانه‌اند. و در مقابل، فرجامِ مؤمن، بازگشتِ او به سوی صفا (پاکی و روشناییِ محض) است."

و نیز تأویلی است بر سخن خدای تعالی که فرمود: ﴿آنان مشرکان و مخالفان به سوی آتش فرامی‌خوانند و خداوند به اذنِ خویش به سوی بهشت و آمرزش دعوت می‌کند﴾3.می‌گوید: حجت و ریسمانِ منافقان و مخالفان اهل‌بیت، پیروانشان را به سوی آتش می‌کشاند؛ چرا که آنان در واقع به سوی مسوخیت (انتقال به کالبد حیوانات) کوچ

داده می‌شوند. اما خداوند شما را به سوی آمرزشِ خویش فرامی‌خواند و آن همان بهشت است، تا گناهان و سنگینی‌های وجودی شما را بیامرزد و بپوشاند.

و این مطلب را آنچه محمد بن همّام (قدس الله سره) روایت کرده، تأیید می‌کند که آن را به محمد بن سنان -مِنْهُ السَّلَامُ- رسانده و او از مفضل بن عمر -مِنْهُ السَّلَامُ- روایت کرده است که گفت:عرض کردم: ای سرور من چگونه است که مردم را در این دنیا رها کرده‌ای در حالی که در عقاید با هم اختلاف دارند و بر یکدیگر فخر می‌فروشند؟امام فرمود: "آنان را با فخرفروشی چه کار؟ به خدا سوگند که حقیقتِ فرجامِ آنان چیزی نیست جز تبدیل شدنِ نام و تغییر یافتنِ جسم." عرض کردم: سرورم آیا برای مؤمنان نیز چنین است؟فرمود: "هرگز همانا مؤمن در عوالم تنها به مانندِ زائری است که زیارت می‌کند و می‌گذرد؛ و مؤمنان هرگز به کالبدِ مسوخات (حیوانات) و هیچ‌یک از پدیده‌های ناپسند منتقل نمی‌شوند، چرا که آنان برای همیشه اولیاء و دوستانِ خدا هستند."

و نیز تأویلی است بر سخن خدای تعالی که فرمود: ﴿خداوند سرپرست و یارِ کسانی است که ایمان آورده‌اند؛ آنان را از تاریکی‌ها به سوی نور خارج می‌سازد. و کسانی که کفر ورزیدند، سرپرستانِ آنان طاغوت است که ایشان را از نور به سوی تاریکی‌ها بیرون می‌برند؛ آنان اهلِ آتشند و در آن جاودانه خواهند بود﴾4.خداوند تعالی می‌گوید: خداوند سرپرستِ مؤمنان است و آنان را از "کالبدهای بشریِ ظلمانی" به سوی "کالبدهای نورانی" خارج می‌سازد. و کسانی که به خدا کفر ورزیدند و یگانگیِ او را انکار کردند، آنان سرپرستانشان طاغوت است که ایشان را از کالبدهای بشری به سوی "هیکل‌های مسوخیت" (کالبدِ حیوانات) بیرون می‌برند؛ پس آنان شایسته‌ی آن مرتبه هستند و در آن جاویدان می‌مانند.

و از مولایمان امام صادق -عَزَّ عَزُّهُ- روایت شده است که فرمود:هنگامی که اهلِ کیفر از کالبدهای خود خارج شوند، به سه گروه تقسیم می‌گردند:گروهی که به سرایی بازگردانده می‌شوند که در آن سخت‌ترین کیفر (یعنی عذابِ جاویدان) است؛ پس آنان در آن ماندگارند.و گروهی که به دارُ البَلوی (سرای بلا و آزمونِ مجدد) بازگردانده می‌شوند.و گروهی که به مرتبه‌ی قُشاش (مرتبه‌ی حشرات و موجوداتِ پستِ زمینی) بازگردانده می‌شوند و در هفتاد صورت و کالبد منتقل می‌گردند تا آنکه در نهایت به صورتِ کِرم درمی‌آیند.و این است معنای سخن خدای تعالی که فرمود: ﴿سپس او را در زنجیری که طول آن هفتاد ذراع است، به بند کشید؛ چرا که او به خدای بزرگ ایمان نمی‌آورد﴾5.

در تبیینِ مرتبه‌ی قُشاش می‌گوید: آن موجودِ ناچیز در هفتاد آفرینش و کالبدِ گوناگون قرار می‌گیرد. و خداوند تعالی درباره‌ی آنان فرمود: ﴿پس ناگاه آنان در "ساهره" خواهند بود﴾6.می‌گوید: ساهره یعنی هر کرمی که از مسخِ انسان پدید آمده، دچار بیداریِ مدام (سَهَر) است؛ پس نه می‌خوابد، نه جفت‌گیری می‌کند و نه از او هیچ آفریده

و تولیدِ مثلی حاصل می‌شود؛ نه تخم‌گذاری می‌کند و نه مانند دیگر موجودات زمین را شخم می‌زند و سودی می‌رساند.

خداوند تعالی فرمود:﴿سپس او را به پایین‌ترینِ پایین‌ترین‌ها (اسفل‌سافلین) بازگرداندیم﴾7.در بیان باطنی می‌گوید: یعنی او را به صورت کرمی درآوردیم که نه عقبه‌ای دارد، نه فرزندی، نه نسلی و نه هیچ‌گونه تولیدِ مثلی؛ و هیچ موجودی ناتوان‌تر از آن نیست.پس چون روزِ قیامت فرا رسد، روزی که در آن سرورمان محمد صلی‌الله علیه و آله قیام می‌کند، در آن هنگام تمامِ قُشاش (موجوداتِ ریز) متلاشی و نابود می‌شوند؛ یعنی همان پشه‌ها، مگس‌ها، مورچه‌ها، شپش‌ها، کک‌ها و امثالِ آن‌ها.این‌ها همان "قُشاش" از میانِ اهلِ کیفر هستند. هر یک از این موجوداتِ ناچیز ، پیش از این در هفتاد نوع از حشرات و چهارپایانِ بیابانی و اهلی گردانده شده و بوده‌اند.و این است معنای سخن خدای تعالی که فرمود: ﴿هیچ جنبنده‌ای در زمین و هیچ پرنده‌ای که با دو بال خود پرواز می‌کند نیست، مگر آنکه آن‌ها نیز امت‌هایی مانند شما هستند؛ ما در کتاب آفرینش هیچ‌چیز را فروگذار نکردیم؛ سپس همگی به سوی پروردگارشان محشور می‌شوند﴾8.پس آن موجودِ پست، موجودی ریز همچون پشه و مگس و مانندِ آن‌هاست. پناه می‌بریم به خدا از خشمِ او.

و نیز تأویلی است بر سخن خدای تعالی که فرمود: ﴿و بترسید از روزی که در آن به سوی خدا بازگردانده می‌شوید، سپس به هر کس پاداشِ آنچه را کسب کرده است به تمامی داده می‌شود و به آنان ستم نخواهد شد﴾9.می‌گوید: بترسید از روزی که در آن "قائم" قیام می‌کند؛ پس او اهلِ ایمان را با بخشیدنِ "کالبدهای نورانی" پاداش می‌دهد و اهلِ انکار (جُحود) را به سببِ آنچه به دستِ خود کسب کرده‌اند، با افکندن در "کالبدهای مسوخیت" (حیوانی) مجازات می‌کند، در حالی که به آنان ستمی نمی‌شود.

ابوعبدالله حسین بن حمدان خصیبی (که رضوان خدا بر او باد) برای من روایت کرد و گفت: حسین بن علی قمی از ابوالأزهر، از حسین بصری، از بکر بن عیدانی نقل کرد که گفت: شنیدم علی بن اسماعیل قمی می‌گفت در حالی که از او درباره علت خلقت یا مسخِ خوک سؤال شده بود که احمد بن خالد برقی از پدرش، و او از محمد بن سنان -مِنْهُ السَّلَامُ- نقل کرد که از مفضل بن عمر -مِنْهُ السَّلَامُ- شنیدم که گفت:در میان همسایگانِ مفضل، پیرمردی از بزرگان قریش بود که مولایِ قومی بود. او با سخنان و احادیثی که مفضل برای اهلِ توحید بیان می‌کرد، انس گرفته بود و در مجالس حاضر می‌شد. اما این مرد، استراقِ سمع می‌کرد (پنهانی گوش می‌داد) و سخنان را می‌ربود و سپس بیرون می‌رفت و آن اسرار را افشا می‌کرد (اِذاعه) و از آن سخنان و از کسانی که به گفتارِ مفضل اعتماد داشتند بیزاری می‌جست و آنان را انکار می‌کرد. پس در نتیجه‌ی این خیانت و انکار، آن پیرمرد به صورتِ خوکی مسخ شد.

و همانا خوک از جمله بیست و چهار گروهی (طایفه‌ای) است که در خشکی و دریا مسخ شده‌اند؛ و گوشت و وجودِ آن‌ها بر مؤمنان حرام گشته است. و برای این گروه‌ها، شرح و تفصیل و نام‌های مشخصی در "رساله‌ی رأسباش دیلمی" آمده است.

و نیز تأویلی است بر سخن خدای تعالی که فرمود: ﴿همانا کسانی که کفر ورزیدند، هرگز اموال و فرزندانشان چیزی از عذابِ خدا را از آنان دفع نخواهد کرد؛ و آنان هم‌نشینانِ آتشند و در آن جاودانه خواهند بود﴾10.می‌گوید: هر کس که نسبت به آفریدگارِ خویش و "معرفتِ" او انکار ورزد ، مال و فرزندش او را از هیچ‌گونه عذابِ الهی رهایی نمی‌بخشد؛ پس او از جمله‌ی کسانی خواهد بود که در مسیرِ "مسوخیت" (کالبدهای حیوانی) رانده می‌شوند، و سوختِ آن آتش ، همان شکنجه‌شوندگانی هستند که در آن کالبدها محبوس‌اند.

از حُمران بن اَعین روایت شده است که مولا امام صادق -عَزَّ عَزُّهُ- درباره‌ی سخن خدای تعالی که فرمود: ﴿هرگاه پوست‌هایشان در آتش پخته و بریان شود پوست‌های دیگری بر جای آن می‌نهیم تا عذاب را به‌خوبی بچشند؛ چرا که خداوند همواره توانا و حکیم است﴾11، چنین فرمود:"همانا منظور از تعویضِ پوست‌ها، تغییر و جابجاییِ صورت‌ها در مراتبِ مسوخیت است."

و تأویلی است بر سخن خدای تعالی که فرمود: ﴿و گفتند: هرگز آتش جز چند روزی معدود به ما نخواهد رسید؛ بگو: آیا پیمانی نزد خدا بسته‌اید که خدا هرگز از پیمانش تخلّف نکند؟﴾12.اینان درباره‌ی آنچه شیاطین‌شان پیشوایانِ گمراهی برایشان روایت کرده‌اند به غلط از یکدیگر می‌پرسند. و نیز تفسیرِ سخنِ خداوند که فرمود: ﴿در حالی که روزگارانی دراز (احقاباً) در آن درنگ می‌کنند﴾13.پس بدان که یک "حُقُب" هشتاد سال است؛ و در میانِ آنان کسی هست که نیمی از این مدت، یا کمتر و یا بیشتر از آن را در عذاب سپری می‌کند؛ و حقیقت آن‌گونه نیست که پنداشته‌اند. اما تفسیرِ "احقاب" (روزگارانِ دراز): آن‌ها همان طولِ عمرِ کالبدهایِ اهلِ مسوخیت هستند.

از حُمران بن اَعین روایت شده است که گفت: از سَروَرم اباعبدالله امام صادق -عَزَّ عَزُّهُ- درباره‌ی مسخ‌شدگان (المسوخیات) پرسیدم که: آیا آن‌ها اعمالی را که در دورانِ انسانیتِ خود انجام داده‌اند، به یاد می‌آورند؟فرمود: "آری، آن‌ها آنچه را انجام داده‌اند به یاد می‌آورند؛ چرا که خداوند پرده را از روی قلبِ و آگاهیِ آن‌ها کنار می‌زند. پس هرگاه چیزی از آنچه را که در گذشته می‌شناختند می‌بینند، حسرت‌هایشان بر آنان تازه و شعله‌ور می‌شود، و این خود، افزایشی در حسرت‌ها و عذابِ ایشان است."

وتأویلی است بر سخن خدای تعالی که فرمود: ﴿روزی که چهره‌هایی سپید و چهره‌هایی سیاه شوند؛ اما آنان که چهره‌هایشان سیاه شده به آنان گفته می‌شود: آیا پس از ایمانتان کفر ورزیدید؟پس به سبب آنکه کفر می‌ورزیدید، عذاب را بچشید﴾14.در بیانِ باطنی می‌گوید: هنگامی که روزِ قیامِ "قائم" فرا رسد، چهره‌های مؤمنان به سببِ استقرار یافتن در "کالبدهای نورانی"، زیبا و درخشان می‌گردد؛ و چهره‌های کافران به سببِ درآمدن به "کالبدهای مسوخیت" (حیوانی)، سیاه و ظلمانی می‌شود. پس در آن هنگام، مؤمنان به آنان می‌گویند: عذاب را به کیفرِ آنکه کفر می‌ورزیدید، بچشید.

الهوامش

1سورهنساء آیه ۱۵۵
2سورهبقره آیه ۱۱۷
3سورهبقره آیه ۲۲۱
4سورهبقره آیه ۲۵۷
5سورهحاقه آیات ۳۲ ۳۳
6سورهنازعات آیه ۱۴
7سورهتین آیه ۵
8سورهانعام آیه ۳۸
9سورهبقره آیه ۲۸۱
10سورهآل عمران آیه ۱۱۶
11سورهنساء آیه ۵۶
12سورهبقره آیه ۸۰
13سورهنبا آیه ۲۳
14سورهآل عمران آیه ۱۰۶
الصفحة 66 من 101