مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

بدء و اعاده - حسین بن هارون بغدادی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 64 من 101

وارد شدم، ناگاه در آنجا تکه‌های چوب دیدم. از سرورم درباره‌ی آن چوب‌ها و سرانجامِ آن‌ها پرسیدم. امام تبسمی کرد1 و فرمود:"این‌ها همان چوب‌هایی است که قُنفُذ جمع‌آوری کرد تا با آن‌ها خانه‌ی علی، فاطمه، حسن و حسین را به آتش بکشد. پس هرگاه قائمِ ما قیام کند، او (قنفذ) را به همراه آن چوب‌ها و آن دو طاغوت فرا می‌خواند و همگی را با همان چوب‌ها به آتش می‌کشد."سپس فرمود: "آیا دوست داری قنفذ را ببینی؟" عرض کردم: آری ای سرور من. پس امام دستش را بر روی چشمانم کشید و فرمود: "بنگر"نگاه کردم و ناگاه با یک خارپشت روبرو شدم؛ در حالی که حاضر شده بود، در او خیره شدم. عرض کردم: ای سرورم دوست دارم او را در صورتی غیر از این ببینم. امام فرمود: "اگر او را در صورتی دیگر ببینی، او را می‌شناسی؟" عرض کردم: ای سرورم، اگر تو او را به من بشناسانی، خواهم شناخت.پس امام با چشمِ خشم به او نگریست، و او به همان صورتِ خارپشت بازگشت، آنچنان که نامش بود. و من او را در همان صورتِ مَسخ‌شده‌اش بازشناختم و تأیید کردم. سپس او به حال اولش در آن عالمِ غیب بازگشت. آنگاه سرورم فرمود: "ای جابر، این است حال و روزِ اهلِ مَسخ."

الهوامش

1«و این خنده، حالِ سروران ما -عَزَّ عَزُّهُمْ- در قبال این مصایبی است که در ظاهر آشکار ساختند. خنده در این جایگاه‌ها، از روی استهزا و مکر با اضداد (دشمنان) از آنان سر می‌زند.چنان‌که درباره امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- در کتاب "کامل‌الزیارات" آمده است: هنگامی که مقتلِ حسین و آنچه بر او می‌گذرد را یاد کرد، چنان خندید که دندان‌های آسیابش نمایان شد. و این همان سنتی است که سرورِ ما در زمینش قرار داده است؛ یعنی خندیدن و به ریشخند گرفتنِ دشمنان.معنای این خنده آن نیست که ایشان به کسانی که پیرامونشان بودند و برایشان گریه و جزع روایت شده ستم کرده است، بلکه حقیقت این است که: ﴿و نیرنگِ بد، جز گریبان‌گیرِ اهلش نخواهد شد﴾ (سوره فاطر، آیه ۴۳).»
الصفحة 64 من 101